نگاهی به برساخت یک جامعه عشق محور با الگوسازی در زمینه‌ی گفتگو محوری (مورد مطالعه: شهر تهران)

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، واحد یادگار امام (ره)، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
چکیده

مقدمه: این تحقیق با هدف شیوه‌های برساخت یک جامعه عشق‌محور شکل گرفته است. رویکرد روش‌شناختی پژوهش حاضر، رویکرد کیفی و مبتنی بر روش فرود به زمین و گرانددتئوری است.روش‌کار: در این تحقیق با بیست نفر از محققین و افرادی‌که عشق را نه صرفاٌ به مثابه یک سوژۀ روان‌شناختی در رابطه خصوصی بین یک فرد با فرد دیگر، بلکه به مثابۀ یک موضوع اجتماعی می‌بینند، مصاحبه‌های عمقی صورت گرفته است. این مصاحبه‌ها به شکل رفت و برگشتی انجام شده و در مدت زمان طولانی، داده‌های موردنظر جمع‌آوری شده است.نتایج: یافته‌های پژوهش در هشت محور اساسی نشان می‌دهد که می‌توان به یک جامعه عشق‌محور دست یافت که این هشت مقوله شامل گفتگوی مدنی ، اعتمادسازی به‌مثابه رویه استحکام‌بخشی شهروندان در برابر ریسک‌ها و خطرات ، توجه به عشق به مثابه سرمایه اجتماعی و فرهنگی، مراقبت و دگرشکوفایی، تخیل جمعی عشق محور، اراده معطوف به عشق، پیوندهای اتحادبخش و عبور از فرقه‌‌گرایی است که همه این مقوله‌ها نشان می‌دهد که برای رسیدن به یک جامعه عشق‌محور باید زیرساخت‌های فکری و ارزشی جامعه تغییر کند. نگاه اکثر کسانی که در این مقاله با آنها گفتگو شده است این است که برای رسیدن به یک جامعه عشق‌محور باید شرایط گفتگو محوری و عبور از مونولوگ محوری ایجاد شود. در حقیقت در اینجا باید شرایط به‌گونه‌ای تغییر کند که مسأله تبعیض،‌ عدم دربردارندگی و جلوگیری از سقوط انسان و حفظ فردیت او مدنظر قرار گرفته و راهبردهایی برای آن ایجاد شود. چرا که ترکیب دیالکتیکی این سه وجه عامل اساسی توسعه‌نیافتگی ایران به حساب می‌آید. مقولۀ مرکزی یافته‌های این تحقیق، «گفتگو به شیوه ورود به یک بازی برد- برد» را نشانه می‌گیرد که اگر در جامعه شکل گیرد، کنشگری و عبور از خودشیفتگی و از خودبیگانگی و گسترش همکاری و سود همگانی نتایج آن خواهد بود. علاوه بر این در یک جامعه عشق‌محور بازی بین کنشگران می‌تواند بازی باخت – برد هم باشد که به معنای ایثار کنشگران به نفع دیگران است