طراحی الگوی نوآوری باز در شرکت های کوچک و متوسط با استفاده از نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: صنایع غذایی استان چهارمحال و بختیاری)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان ـ خوراسگان، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه صنایع، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نجف‌آباد، نجف‌آباد، ایران

3 کارشناس ارشد مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان ـ خوراسگان، اصفهان، ایران

doi
10.47176/smok.2018.9513
چکیده

هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی کشور است که با روش داده­بنیاد انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه ساخت‌یافته و نیمه ساخت­یافته با 25 نفر از مدیران (عرصه عمل) و خبرگان دانشگاهی (عرصه علم) است که با روش نمونه­گیری نظری انتخاب شدند. شناسه­ها و عوامل نوآوری باز (342 مفهوم کلیدی، 32 مقوله فرعی و ده مقوله اصلی) از مصاحبه­ها مشخص، و در قالب الگوی مفهومی داده­بنیاد تدوین شد. براساس یافته­های پژوهش، مقوله محوری «نوآوری باز» است. شرایط علّی دارای دو بعد عوامل درونی (توان کلیدی، ابعاد سازمانی، پژوهش نوین، مدیریت داراییهای فکری، ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط و ویژگیهای صنعت مواد غذایی) و عوامل بیرونی (الگوی کسب و کار و تحولات محیطی) است. راهبردهای مورد نظر عبارت است از: راهبرد­های آسانگر (جستجو، مرزگستری، برونسپاری، شبکه­سازی، پایش شرکا) و راهبرد­های فرصتهای فناورانه (واردشونده، خارج­شونده و متقابل). شرایط زمینه­ای نیز عبارت است از: شرایط سازمانی (ویژگیهای شخصیتی مدیر، زیرساختهای فرهنگی) و شرایط محیطی (پویایی بازار و زیرساختهای قانونی). شرایط مداخله­گر نیز از طریق چالشهای (منابع، توان پویا و نبود اطمینان) بر راهبرد­ها تأثیر می‌گذارد که در نهایت به پیامدهای درونی (بهبود آمادگی سازمانی، بهبود ظرفیت جذب و بهبود زیرساختهای فرهنگی)، پیامدهای بیرونی (دیده­بانی، هوشمندی محیطی، بهبود الگوی کسب و کار، بهبود توانمندیهای همکاری و بهبود رویکرد برونسپاری) و پیامدهای دوسویه (هم­آفرینی) منجر می­شود.