انگاره‌هاي ذهني کودک سوري نسبت به جنگ در شعر مقاومت حسین حبش

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی.

doi
چکیده

مؤلّفه‌های مقاومت در ادبیات کودک، یکی از تأثیر‌گذارترین ژانر‌های ادبی هر فرهنگ و ملّتی است. کودکان از آسیب‌پذیرترین اعضای هر جامعه‌‌ای به شمار می‌روند. به دلیل شرایط کنونی سوریه، کودکان سوری با بحران‌ها و تنش‌های اجتماعی بسیاری مواجه هستند؛ ازاین‌رو، ادبیات معاصر سوریه نیز به آن، گره‌خورده است و هر شاعر آزادی‌خواهی، مظلومیّت کودکان را پیرنگ اشعار خویش قرار می‌دهد. حسین حبش، در زمرة شاعران سوری است که قلب تپنده‌اش، تاخت‌وتاز بر روح و پیکرة کودکان را تاب نیاورده و قلم در جوهر سرایشِ از آنان فروبرده‌است تا باز‌گوکنندة این ظلم در اشعارش باشد. در این جستار، بر آنیم با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی انگاره‌های ذهنی کودک سوری، نسبت به جنگ و اثرات آن بر روح و روان وی در مجموعة شعری «ملاک طائر» با تکیه‌بر شاخص‌ترین مفاهیم مقاومت بپردازیم. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که شاعر، عنصر کودک و آثار روان‌سایی جنگ بر کودک را به هنرمندانه‌ترین شکل در شعر خود منعکس کرده است. وی با بهره‌گیری از اندیشة فرا‌زمانی و با جهشی که به سوی آینده داشته است، تصویر‌گر آیندة روشن برای جامعه، با تکیه بر نسل آینده است. ره‌آورد دیگر جستار حاضر این است که شاعر در قالب الفاظ و مفاهیمی کنایی جراحت و زخم روحی و روانی که کودک بدان دچار شده را به تصویر کشیده است. دیگر اینکه، وی در ترسیم مظلومیّت کودک و دنیای پاک کودکانة وی از بازی‌های نمادین و واژگونی تعبیر بهره جسته است و همچنین شخصیّت‌های حاضر در شعر شاعر، مصداق خارجی آن‌ها بیشتر از غیر واقعی بودن آن‌هاست.