تحليل ساختاری مقاله‌های حوزۀ داستان مجلۀ انجمن ايرانی زبان و ادبيات عربی

نویسندگان

1 دانشیار بخش زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز

2 دانشجوی دکتری بخش زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز

doi
چکیده

این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحليل محتوای کمّی، به ‌منظور دست‌یابی به وضعیّت ساختاری مقاله­های حوزۀ داستانیِ «مجلۀ انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی» نگاشته شده‌است. در ابتدا داده­ها از طریق پرسش‌نامه، جمع­آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی به داده­های کمّی تبدیل‌شده‌است. عنوان، چکیده، مقدمه، روش پژوهش، بدنۀ اصلی، نتایج و منابع، هفت مؤلّفه است که در پرسش‌نامه قرار داده شده‌است.نتيجۀ پژوهش بیانگر آن است که عنوان این مقاله­ها شاخصه‌های عنوان موردقبول را داراست. در چکیدۀ مقاله­ها ضعف در اشاره نکردن به روش پژوهش است. ضرورت و پيشينۀ پژوهش، روش پژوهش و عدم پایبندی به آن در متن مقاله و چگونگی بيان نتيجۀ پژوهش با معيارهای علمی مقاله‌های علمی پژوهشی منطبق نيست. حضور پررنگ ‌چون ارائه­ی نمونه­ها از نقاط قوّت بدنۀ ­اصلی این مقاله­ها است. با توجّه به برجسته بودن برخی ضعف­های ساختاری در مقاله‌ها می‌توان به اين نتيجه رسيد که نويسندگان هيچ الگوی ساختاری در اختيار نداشته و ساختار مقاله­ها را بر اساس آنچه خود آموزش ديده­اند، تنظيم کرده­اند. توجّه نکردن به معيار­های ساختاری در آموزش­های دانشگاهی، روشن نبودن ساختار مقاله­ها در راهنمای نويسندگان مجلّه و نيز مهم نبودن مسألۀ ساختار مقاله برای سردبيران­ از عوامل اين ضعف است.این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحليل محتوای کمّی، به ‌منظور دست‌یابی به وضعیّت ساختاری مقاله­های حوزۀ داستانیِ «مجلۀ انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی» نگاشته شده‌است. در ابتدا داده­ها از طریق پرسش‌نامه، جمع­آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی به داده­های کمّی تبدیل‌شده‌است. عنوان، چکیده، مقدمه، روش پژوهش، بدنۀ اصلی، نتایج و منابع، هفت مؤلّفه است که در پرسش‌نامه قرار داده شده‌است.نتيجۀ پژوهش بیانگر آن است که عنوان این مقاله­ها شاخصه‌های عنوان موردقبول را داراست. در چکیدۀ مقاله­ها ضعف در اشاره نکردن به روش پژوهش است. ضرورت و پيشينۀ پژوهش، روش پژوهش و عدم پایبندی به آن در متن مقاله و چگونگی بيان نتيجۀ پژوهش با معيارهای علمی مقاله‌های علمی پژوهشی منطبق نيست. حضور پررنگ ‌چون ارائه­ی نمونه­ها از نقاط قوّت بدنۀ ­اصلی این مقاله­ها است. با توجّه به برجسته بودن برخی ضعف­های ساختاری در مقاله‌ها می‌توان به اين نتيجه رسيد که نويسندگان هيچ الگوی ساختاری در اختيار نداشته و ساختار مقاله­ها را بر اساس آنچه خود آموزش ديده­اند، تنظيم کرده­اند. توجّه نکردن به معيار­های ساختاری در آموزش­های دانشگاهی، روشن نبودن ساختار مقاله­ها در راهنمای نويسندگان مجلّه و نيز مهم نبودن مسألۀ ساختار مقاله برای سردبيران­ از عوامل اين ضعف است.