جهان نگری و قهرمان مسألهدار در رمان القوس والفراشه از منظر ساختارگرایی تکوینی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی دانشگاه خوارزمی
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان وادبیات عربی دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
رمان القوس والفراشه نوشتهی محمد الاشعری، نویسنده، روزنامهنگار وسیاستمدار مراکشی در سال 2011 میلادی برندهی جایزهی بوکر عربی شد. نویسنده، معضلات اجتماعی جامعه مراکش از جمله تروریسم، بنیادگرایی اسلامی، مافیای زمین خواری ومافیای سرقت وقاچاق آثار باستانی را به تصویر کشیده است. بررسی این رمان از منظر ساختارگرایی تکوینی نشان میدهد جهاننگری منعکس شده در این اثر متعلق است به طبقهی روشنفکران چپگرای مراکش که محمد الاشعری نیز سالها یکی از آنها به شمار میرفت. این جهاننگری در مبارزه واعتراض تجلی میکند: مبارزه واعتراض به مافیای تروریسم، مافیای املاک، مافیای قاچاق، ناهنجاریهای اجتماعی وزد وبندهای سیاسی واقتصادی. یوسف الفرسیوی، شخصیت اصلی وراوی داستان، یک مبارز وروزنامه نگار چپگرا است که مصداق قهرمان مسألهدار در نظریه گلدمن است که به دلیل پیوستن فرزندش به القاعده و مرگ انتحاری او، رنگ باختن ارزشهایی که به خاطر آنها مبارزه کرده وانواع ناهنجاریهای اجتماعی واقتصادی در جامعه مراکش، سرخورده، خشمگین ومعترض است.