نظریه سیستم‌های خاکستری؛ بازخوانی جهانی و کاربردهای میان‌رشته‌ای برای تصمیم‌گیری در دنیای نامطمئن: رویکرد علم سنجی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم

2 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم

3 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.

4 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران

doi
10.22091/apss.2026.13886.1059
چکیده

مقدمه: نظریه سیستم‌های خاکستری نخستین بار توسط دِنگ در سال 1982 معرفی شد و از آن زمان به‌عنوان یکی از چارچوب‌های بنیادی برای مدل‌سازی عدم‌قطعیت و پشتیبانی از تصمیم‌گیری در شرایط داده‌های ناقص، مبهم و محدود شناخته شده است. ایده اصلی این نظریه بر این فرض استوار است که واقعیت‌ها نه کاملاً «سفید» و شناخته‌شده و نه کاملاً «سیاه» و ناشناخته‌اند، بلکه در طیفی «خاکستری» جای می‌گیرند که بخشی از اطلاعات در دسترس و بخش دیگر نامعلوم است. همین نگرش باعث شد تا سیستم‌های خاکستری طی چهار دهه گذشته از یک ابزار تحلیلی به چارچوبی میان‌رشته‌ای و جهانی تبدیل شود که در حوزه‌های متنوعی چون مهندسی، اقتصاد، علوم محیطی، پزشکی، مدیریت و سیاست‌گذاری عمومی به‌کار گرفته می‌شود. با وجود گسترش چشمگیر، مرورهای پیشین اغلب پراکنده بوده و فاقد تحلیلی جامع از مسیر تکاملی، شبکه‌های علمی و حوزه‌های نوظهور این نظریه بوده‌اند. پژوهش حاضر با رویکردی نظام‌مند و علم‌سنجی تلاش می‌کند این خلأ را پر کند.هدف: هدف اصلی این پژوهش ترسیم تصویری فراگیر از تحول نظریه سیستم‌های خاکستری در بازه 1982 تا 2025 است. مطالعه حاضر می‌کوشد سیر تاریخی این نظریه را مستند کند، شبکه‌های علمی و همکاری‌های بین‌المللی را شناسایی نماید، خوشه‌های پژوهشی را آشکار سازد و حوزه‌های نوظهور را معرفی کند. روش‌شناسی: این تحقیق بر پایه یک رویکرد علم‌سنجی جامع طراحی شده است. داده‌های مورد نیاز از پایگاه اسکوپوس استخراج گردید و تحلیل‌ها با بهره‌گیری از بسته تحلیلی R Bibliometrix انجام شد. تمرکز اصلی بر تحلیل ارجاعات، هم‌نویسندگی و هم‌واژگانی بود. برای اطمینان از جامعیت داده‌ها، کوئری‌ای طراحی شد که ترکیب گسترده‌ای از واژگان کلیدی مرتبط با نظریه خاکستری را شامل می‌شد؛ از جمله «سیستم‌های خاکستری»، «مدل خاکستری»، «پیش‌بینی خاکستری» و «تئوری خاکستری». چنین رویکردی امکان تولید نقشه‌های تماتیک، شناسایی نویسندگان و نشریات برجسته، و تحلیل شبکه‌های همکاری علمی در سطح بین‌المللی را فراهم آورد.یافته‌ها: تحلیل‌ها سه دوره متمایز در سیر تحول نظریه سیستم‌های خاکستری را آشکار ساختند:1. دوره بنیادین مفهومی (دهه 1980 و 1990): معرفی مفاهیم پایه‌ای چون عدد و ماتریس خاکستری.2. دوره گسترش الگوریتمی (2000–2015): توسعه مدل‌های ترکیبی و تلفیق GST با منطق فازی، الگوریتم‌های تکاملی و یادگیری ماشین.3. دوره همگرایی جهانی (2016 تاکنون): برجسته شدن کاربردهای میان‌رشته‌ای در سیاست‌گذاری عمومی، سلامت جمعیت، انرژی پایدار، لجستیک دیجیتال و تحلیل سامانه‌های اجتماعی ـ فنی.تحلیل هم‌واژگانی نشان داد حوزه پژوهش به دو خوشه اصلی تقسیم می‌شود: نخست، خوشه‌ای فنی با تمرکز بر پیش‌بینی، بهینه‌سازی و تصمیم‌گیری چندمعیاره؛ دوم، خوشه‌ای انسان‌محور که بر کاربردهای نظریه در علوم اجتماعی و سلامت عمومی تأکید دارد. تحلیل استنادی نیز بار دیگر اهمیت مقاله کلاسیک دِنگ (1982) را به‌عنوان شالوده فکری این حوزه برجسته کرد. از منظر جغرافیایی، چین همچنان قطب اصلی تولید علمی است و دانشگاه‌هایی مانند نانجینگ، ووهان و چونگ‌چینگ نقش محوری دارند.نتیجه‌گیری: این پژوهش مرزهای نوظهور نظریه خاکستری را در تعامل با علوم اجتماعی و فناوری‌های نوین همچون هوش مصنوعی، کلان‌داده و دوقلوهای دیجیتال برجسته می‌سازد. چنین تلفیقی، نظریه را از یک ابزار محاسباتی به چارچوبی میان‌رشته‌ای برای فهم پیچیدگی‌های قرن بیست‌ویکم ارتقا می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهند که نظریه خاکستری اکنون می‌تواند زبان مشترکی برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران و مدیران فراهم آورد تا در مواجهه با مسائل پیچیده و چندبعدی جهانی به تصمیم‌سازی آگاهانه‌تر بپردازند. از نظر کاربردی، دلالت‌های کلیدی شامل توسعه مدل‌های ترکیبی خاکستری–هوش مصنوعی، گسترش همکاری‌های علمی بین‌المللی و بومی‌سازی مدل‌ها برای حل مسائل محلی در حوزه‌هایی چون مدیریت منابع، سلامت عمومی، تاب‌آوری زنجیره‌تأمین و مقابله با بحران‌ها است. افزون‌بر این، کاربردهای جدید در زمینه اقلیم و حکمرانی داده ظرفیت‌های تازه‌ای برای تصمیم‌سازی در شرایط عدم‌قطعیت ایجاد می‌کند. بدین‌ترتیب، این مطالعه نخستین مرور نظام‌مند و جامع در حوزه نظریه سیستم‌های خاکستری است که وضعیت کنونی را روشن می‌سازد.