طرحواره های تصویری حوزة احساسات در رمان "حکایات یوسف تادرس"

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه لرستان

2 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی دانشگاه لرستان

3 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه پیام نور تهران

doi
چکیده

طرحواره‌های تصویری یکی از موضوعات مطرح در زبان­شناسی شناختی است. در این طرحواره‌ها انسان براساس تجارب خود از امور عینی، ساخت‌هایی را برای امور انتزاعی در ذهن خود متصور می‌شود که فهم آن‌ها را ممکن می‌سازد. این سازوکار ذهنی و شناختی و تحلیل آن در متن روایی سبب می‌شود، دستیابی به ویژگی‌های فکری نویسنده و نمایش محتوای ذهنی و ملموس­ساختن آن از یک‌سو و چگونگی فهم و درک دنیای درونی نویسنده توسط مخاطب، از سوی دیگر، تسهیل شود. بنابراین پژوهش حاضر بر آن است با تکیه بر آراء شناختی جانسون و لیکاف و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی طرحواره‌های تصویریِ حوزۀ احساسات در رمان «حکایات یوسف تادرس» اثر عادل عصمت، نویسنده مصری بپردازد. به این صورت که طرحواره‌هایی که قالب شکل‌گیری مفاهیم احساسی چون رغبت، ترس و عشق... در داستان بودند، از کل متن استخراج گردید. با توجه به گستردگی طرحواره‌های تصویری و محدودبودن فضای مقاله، سه نوع طرحواره حجمی، حرکتی و مقدار مورد کنکاش قرارگرفت. نتایج تحقیق نشان می‌دهد اگرچه رمان از داستان‌های کوتاه و تقریباً مرتبط با هم تشکیل‌شده است، امّا بیان احساسات و ملموس­ساختن آن‌ها یکی از اهداف نویسنده و موضوع غالب بر تفکّر اوست. همچنین طرحواره‌های حجمی نسبت به دیگر انواع، بسامد بیشتری دارند که در بیشتر موارد به‌وسیله حرف "في" بیان ‌شده‌اند. رغبت، بالاترین بسامد طرحواره‌ها و غضب، کمترین میزان را به خود اختصاص داده است.