تحلیل محتوای مقالات نشریه آموزههای حقوق کیفری : روندهای موضوعی، ساختار مشارکت علمی و خلأهای پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 استادیار گروه حقوق، دانشگاه شهاب دانش، قم، ایران. (نویسنده مسئول)
doi
10.22091/apss.2026.13517.1052چکیده
تحلیل محتوای نشریات علمی یکی از ابزارهای مؤثر برای بررسی وضعیت تولید دانش، شناسایی روندهای موضوعی و ساختار مشارکت علمی در حوزههای مختلف است. در این پژوهش، هدف تحلیل محتوای مقالات منتشرشده در فصلنامه «آموزههای حقوق کیفری» در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ بوده است. این تحقیق بهمنظور شناسایی روندهای علمی و کاربردی، مقایسه گرایشهای موضوعی و معرفی شکافهای پژوهشی در این نشریه انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر روش تحلیل محتوای کمی است. جامعه آماری شامل ۲۶۱ مقاله منتشرشده در ۲۷ شماره از فصلنامه طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ میباشد. اطلاعات مربوط به عنوان، نویسندگان، مرتبه علمی، وابستگی سازمانی، جنسیت، ساختار نویسندگی و محور موضوعی استخراج و دادهها با استفاده از نرمافزار Excel تحلیل شد. یافتهها نشان داد که نشریه در طول این دوره از ثبات نسبی و رشد تدریجی در تعداد مقالات برخوردار بوده است. بیش از ۶۰٪ مقالات توسط نویسندگانی با مرتبه استادیار و بالاتر نوشته شده است و سهم دانشجویان دکتری نیز قابل توجه است. با این حال، مشارکت زنان در نگارش مقالات تنها حدود ۱۲٪ بوده است. از نظر محتوایی، حوزههای «سیاست جنایی» (۱۷.۲٪)، «حقوق بینالملل کیفری» (۱۵.۷٪) و «جرمشناسی» (۱۳.۴٪) بیشترین تمرکز را داشتهاند. در مقابل، حوزههایی همچون «حقوق کیفری عمومی»، «آیین دادرسی کیفری» و «حقوق کیفری اطفال» سهم کمتری در نشریه داشتهاند که نشاندهنده تمرکز بیشتر بر مسائل راهبردی و بینالمللی است. همچنین، مقالات فردی یا دو نفره غالب بوده و پژوهشهای گروهی یا میانرشتهای اندک است. این پژوهش نشان میدهد که در حالی که نشریه «آموزههای حقوق کیفری» از لحاظ کمّی جایگاه خود را تثبیت کرده است، اما با چالشهایی در زمینه تنوع موضوعی، جنسیتی و جغرافیایی روبهرو است. این یافتهها بر لزوم بازنگری در سیاستهای تحریریه و افزایش مشارکتهای متنوع تأکید دارد. بهویژه، گسترش تنوع موضوعی و تقویت پژوهشهای میانرشتهای میتواند به ارتقای کیفیت علمی نشریه و تقویت پیوند آن با نیازهای پژوهشی روز کمک کند.یافتههای این پژوهش میتواند به سیاستگذاران علمی، دبیران نشریه و پژوهشگران تحصیلات تکمیلی در طراحی فراخوانهای هدفمند، تدوین محورهای جدید پژوهشی و انتخاب موضوعات پایاننامهای کمک کند. افزون بر این، الگوی ارائهشده در این مطالعه، میتواند الگویی برای ارزیابی علمی سایر نشریات تخصصی حقوقی و علوم انسانی محسوب شود.