تحلیل کارکردهای روانشناختی نماد می در خمریة ابن فارض
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
کهنالگوی «خویشتن» به عنوان طرحوارة بنیادین ذهن بدوی گونة بشر و ذخیرة هوش افزای موروثی، از ضمیر ناخودآگاه جمعی سرچشمه میگیرد. این تصویر ازلی با توجّه به روح زمانه، محتوای خودآگاهی و نمادهای رایج در یک جامعه و...، در ادبیات به صورت اشکال نمادین ظاهر میشود. از نظر ساختاری، درونههای این کهنالگو دارای ساختارهای متضاد ذهنی و اوصاف روانی همچون کلیت، تعادل و معنویت است. این محتوا در اشکال نمادین در متون عرفانی نیز کارکرد روانشناختی ویژهای دارد. در خمریة ابنفارض، «می» فرانمود نمادین انگارۀ «خویشتن» به شمار میرود. جستار کنونی با روش توصیفی ـ تحلیلی و تکیه بر آموزههای مکتب روانتحلیلگری، تلاش میکند تا از عنصر ادبی می در خمریة ابن فارض، فهم روانشناسانه ارائه کند. این نماد عینی، مورد فرافکنی ناخودآگاه ابنفارض قرار گرفته و دارای کارکرد پویای شخصیتی ـ روانی و نشانگر خودکاویهای روانشناسانه شاعر در راستای «واقعیتپذیری خویشتن» و ادغام آن در خودآگاهی است. ابن فارض به وسیلۀ این نماد که جهتنمای چالشها و بالندگیهای روانی اوست، تلاش میکند تا به تمامیت، یکپارچگی اضداد پیکرههای روانی، اشباعرانههای معنوی و... دست یابد.