تحلیل علم سنجی تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند
نویسندگان
1 گروه مدیریت بازرگانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران (نویسنده مسئول)
2 گروه مدیریت بازرگانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
3 گروه فیزیک، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
4 گروه فیزیک، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.22091/apss.2026.14376.1071چکیده
هدف:پژوهش حاضر با هدف تحلیل علم سنجی پژوهش های منتشر شده در پایگاه اسکوپوس با موضوع تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند طی سال های2025-2007 انجام شده است. هدف کلی، ارائه یک مرور جامع و سیستماتیک از تولیدات علمی در این حوزه، شناسایی روندهای انتشار، کشورهای تأثیرگذار، کلمات کلیدی پرکاربرد و جهتگیریهای موضوعی نوظهور بود. با توجه به بازار جهانی رقابتی فزاینده، درک گفتمان علمی پیرامون تبلیغات دهان به دهان و آگاهی از برند، هم برای دانشگاهیان که سعی در مفهومسازی این پدیده دارند و هم برای متخصصانی که به دنبال تبدیل بینشها به استراتژیهای عملی هستند، به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است. روششناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 226 مقاله علمی در حوزه تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند است که توسط استراتژی جستجو که با مطالعه ادبیات این حوزه و همچنین مشورت با خبرگان مربوطه استراتژی اولیه آماده شد و پس از چندین مرحله رفت و برگشت و بررسی مدارک بازیابی شده از پایگاه اسکوپوس، استراتژی نهایی گردیده است، در بازه زمانی2025-2007 در پایگاه علمی اسکوپوس یافت شده است. نرم افزارهای VOSviewer / Gephi / Excel جهت تحلیل داده ها و ترسیم نمودارها استفاده شده است. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده روند صعودی انتشار مقالات حوزه تبلیغات شفاهی و تاثیر آن بر آگاهی از برند در سال های اخیر بوده است. کشورهای پیشرو در تولید علمی مرتبط با موضوع مورد بررسی شامل کشورهای اندونزی، هند و آمریکا بودند. از دیگر یافته ها شناسایی واژگانی مانند تبلیغات شفاهی الکترونیکی و رسانه های اجتماعی به عنوان واژه های کلیدی پرتکرار است. نتیجهگیری:روند صعودی مقالات منتشر شده در این حوزه مخصوصا در سال های اخیر نشان از ارزش و اهمیت این حوزه موضوعی دارد. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که شرکتها و برندها باید استراتژیهای خود را با تمرکز بر رسانه های اجتماعی، تبلیغات شفاهی، و تأثیرگذاری از طریق اعتماد اجتماعی و اینفلوئنسرها تنظیم کنند تا بتوانند آگاهی از برند خود را بهطور مؤثرتری گسترش دهند.از نظر عملی، مدیران برند باید ابتکاراتی را در اولویت قرار دهند که تجربیات اصیل مشتری را تشویق میکنند، زیرا تبلیغات شفاهی مثبت نه تنها باعث افزایش دیده شدن برند میشود، بلکه وفاداری بلندمدت را نیز تقویت میکند. شواهد علمسنجی همچنین بر لزوم ادغام استراتژیهای تبلیغات شفاهی در اکوسیستمهای بازاریابی گستردهتر تأکید میکند و از این طریق امکان انتشار مؤثرتر پیامهای برند را فراهم میکند.