تأثیر روابط بین تأمین کننده و مشتری بر برگشتپذیری ساختار سرمایه با نقش تعدیلگر عدم قطعیت بنیادین
نویسندگان
1 گروه حسابداری، واحد علی آباد کتول، دانشگاه آزاد اسلامی، علی آباد کتول. ایران
2 گروه حسابداری، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
3 گروه حسابداری، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
4 گروه حسابداری، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
doi
10.22034/iaas.2023.184722چکیده
هدف: تغییرات سریع تکنولوژیکی مشخصه بازارهای امروزی و تصمیمات تجاری است، در چنین شرایطی برگشتپذیری ساختار سرمایه یک معیار مالی مهم برای شرکتها به شمار میرود و ازآنجاییکه رفتار سرمایهگذاران و ذینفعان و انتظارات آنها از بازار نیز میتواند بر ساختار سرمایه و درنتیجه برگشتپذیری ساختار سرمایه تأثیر بگذارد، این مقاله به بررسی تأثیر روابط بین تأمینکننده و مشتری بر برگشتپذیری ساختار سرمایه میپردازد و همچنین نقش تعدیلی عدم قطعیت بنیادین را در نظر میگیرد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع غیرتجربی، استقرایی، توصیفی و همبستگی میباشد. دادهها از میان نمونه آماری پژوهش شامل 131 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1399 استخراج گردیده است. برای آزمون فرضیههای پژوهش، از الگوی رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر دادههای ترکیبی استفادهشده است. یافتهها: یافتههای پژوهش مطابق با تئوری ذینفعان نشان میدهد، روابط تأمینکننده و مشتری بر برگشتپذیری ساختار سرمایه، تأثیرمثبت و معناداری دارد. همچنین براساس یافتههای پژوهش، عدم قطعیت بنیادین تأثیر روابط تأمینکننده و مشتری بر برگشتپذیری ساختار سرمایه را تضعیف میکند. نتیجهگیری: نتایج بیانگر این است، زمانی که روابط تأمینکننده با مشتریان عمده افزایش یابد، دوره برگشتپذیری ساختار سرمایه نیز افزایش مییابد. همچنین در شرکتهایی با نوسانات جریان وجه نقد عملیاتی بالا با افزایش روابط تأمینکننده-مشتری، از دوره برگشتپذیری ساختار سرمایه کاسته میگردد بدین معنی که نوسانات جریان وجوه نقد عملیاتی باعث کاهش سرعت برگشتپذیری ساختار سرمایه شرکت خواهد شد.