تحلیل نابرابریهای توسعه میان استانهای مرزی و مرکزی ایران
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسیارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 دانشجوی کارشناسیارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22067/jgrd.2025.89192.1467چکیده
توسعۀ ناموزون فضای ملّی و شکاف توسعه میان مناطق مختلف یک کشور میتواند پیامدهای منفی سیاسی-امنیتی برای یک کشور و آثار ناگوار اقتصادی و اجتماعی برای مردم داشته باشد. در این مقاله، 9 استان مرزی ایران و 5 استان واقع در مرکز کشور از نظر 30 شاخص توسعه مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتهاند. دادهها از منابع آمارهای رسمی کشور استخراج شده و با استفاده از مدلهایی، هر کدام بهصورت یک شاخص درآمدهاند. سپس معیاری با عنوان «شاخصاستان» از حاصلضرب تعداد شاخصها در تعداد استانهای مورد مطالعه (420= 30×14) تعیین شده و مقادیر مربوط، در ماتریسی متشکل از 420 خانه وارد شدهاند تا با استفاده از برخی آمارههای گرایش مرکزی محاسباتی بر روی آنها انجام شده و مورد تفسیر قرار بگیرند. یافتههای تحقیق نشان دادند که استانهای مرکزی در 69 شاخصاستان و استانهای مرزی در 34 شاخصاستان، رقمی بالاتر از رقم میانگین مشابه برای کل استانها دارند. بنابراین، سطح توسعهیافتگی استانهای غیرمرزی بهمراتب بالاتر از استانهای مرزی است. میانگین 20 شاخص از مجموع 30 شاخص، در استانهای مرکزی بیشتر از میانگین مشابه در استانهای مرزی است، این تفاوت در میانگین شاخصها بیانگر وضعیت مطلوبتر استانهای مرکزی در برخی از جنبههای مورد بررسی است. همچنین میانگین رقم رتبههای استانهای غیرمرزی در کل شاخصها به میزان38/1 پایینتر است که دلالت بر توسعهیافتگی پایینتر آنها دارد. بازتاب شکاف توسعه، جابهجاییهای جمعیتی از استانهای مرزی به استانهای غیرمرزی بوده چنانچه در دوره زمانی 1390 تا 1395، موزانۀ مهاجرت برای استانهای مرزی منفی و برای استانهای غیرمرزی مثبت بوده است. یافتههای تحقیق مشخص نموده که در راستای ایجاد توازن توسعه برای هر کدام از شاخصها، کدام استانها بایستی در اولویت توجه باشند.