ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل مهم‌ترین روندهای تحقیقاتی زنجیره تأمین کشاورزی هوشمند

نویسندگان

1 استاد گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران

3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22091/apss.2026.14209.1069
چکیده

هدف: زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی به‌عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار و بهره‌وری منابع در جهان معاصر مطرح است. افزایش تقاضای محصولات کشاورزی، محدودیت منابع طبیعی و ضرورت کاهش ضایعات، نیاز به به‌کارگیری فناوری‌های نوین و دیجیتال‌سازی فرآیندهای زنجیره تأمین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، شناسایی روندهای پژوهشی کلیدی و اولویت‌دار در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند، می‌تواند مسیر توسعه علمی و عملی را هموار ساخته و به اتخاذ تصمیم‌های مدیریتی مبتنی بر داده کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی مهم‌ترین روندهای پژوهشی مرتبط با زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی است.روش‌شناسی: برای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از رویکرد کمی چندگانه بهره گرفته است. داده‌های پژوهش از طریق مرور نظام‌مند ادبیات علمی و پرسشنامه‌های خبره‌سنجی جمع‌آوری شدند. در گام نخست، روندهای پژوهشی از مطالعات منتشرشده در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند استخراج و ۳۰ روند اولیه شناسایی شد. سپس با مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه‌ای، این روندها با استفاده از تکنیک دلفی فازی پالایش و غربال‌گری شدند، به‌گونه‌ای که تنها روندهایی با عدد دیفازی بالاتر از ۰٫۷ برای مرحله بعدی باقی ماندند و ۹ روند کلیدی انتخاب شد. در گام بعد، این روندها بر اساس سه شاخص مهم شامل تکرار در مقالات مروری، سطح تأثیر فناورانه و جهت‌گیری آینده‌پژوهی با استفاده از روش مارکوس تحلیل و رتبه‌بندی شدند. وزن شاخص‌ها در این تحلیل برابر در نظر گرفته شد و داده‌ها به‌صورت خطی نرمال‌سازی و در ماتریس نرمال موزون وارد شدند تا میزان مطلوبیت و اولویت هر روند به‌صورت کمی تعیین گردد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که پنج روند پژوهشی در صدر اولویت‌ها قرار دارند: ادغام هوش مصنوعی توضیح‌پذیر با بلاک‌چین برای تصمیم‌گیری و امنیت، استفاده از یادگیری ماشین برای بهینه‌سازی جریان کالا و کاهش ضایعات، ترکیب داده‌های حسگری و کلان‌داده برای پیش‌بینی تولید و مصرف، گسترش اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی، و توسعه ردیابی و شفافیت زنجیره تأمین با بلاک‌چین. این روندها نه تنها بازتاب تحولات فناورانه کلیدی در کشاورزی هوشمند هستند، بلکه مسیرهای پژوهشی آینده و استراتژی‌های توسعه‌ای برای بهبود کارایی، شفافیت و پایداری زنجیره تأمین کشاورزی را مشخص می‌کنند.نتیجه‌گیری: نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر فناوری‌های داده‌محور و دیجیتال‌سازی فرآیندها می‌تواند موجب افزایش بهره‌وری، کاهش ضایعات، ارتقای پایداری و تقویت اعتماد میان ذی‌نفعان زنجیره تأمین شود. ادغام XAI با بلاک‌چین، استفاده از یادگیری ماشین و تحلیل داده‌های حسگری و کلان‌داده، و گسترش اینترنت اشیا و شفافیت زنجیره تأمین، ابزارهای کلیدی برای تحقق این اهداف هستند. یافته‌ها می‌توانند به پژوهشگران، مدیران و سیاست‌گذاران کمک کنند تا اولویت‌های تحقیقاتی و توسعه‌ای خود را به‌صورت علمی و مبتنی بر داده تعیین نمایند. با وجود محدودیت‌هایی از جمله حجم نمونه محدود خبرگان، تمرکز بر داده‌های انتشار یافته و ماهیت کمی تحلیل، این پژوهش پایه‌ای ارزشمند برای سیاست‌گذاری علمی، برنامه‌ریزی توسعه فناوری‌های نوین و انجام مطالعات آینده با نمونه‌های گسترده‌تر و تحلیل‌های ترکیبی کمی-کیفی فراهم می‌آورد. تحقیقات آتی می‌تواند به بررسی اثرات زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیاده‌سازی فناوری‌های هوشمند و طراحی چارچوب‌های پایدار و انسان‌محور برای مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی بپردازد.