معادل‌يابي استعاره‌هاي مفهومي در ترجمة عربي رمان «چشم‌هايش» بر اساس الگوي آلوارز

نویسندگان

1 استاديار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه سمنان

doi
چکیده

استعارة مفهومي با استعارة سنّتي متفاوت است و اساس آن بر تشبيه نيست. همچنين استعارة مفهومي تنها به حوزة زبان محدود نمي‌شود؛ بلکه سراسر زندگي روزمره، از جمله حوزة انديشه و عمل را در بر مي‌گيرد. اين نوع استعاره ما را قادر مي‌سازد موضوعي نسبتاً انتزاعي يا فاقد ساخت را بر اساس امري عيني، ملموس کنيم. ترجمة اين نوع استعاره يکي از چالش‌هاي مهمّ پيش‌روي مترجمان است و عدم توجّه به ترجمة استعارة مفهومي و انتخاب شيوۀ نادرست در برگردان اين استعاره‌ها کيفيت ترجمه را پايين مي‌آورد. در اين مقاله به شيوة توصيفي-تحليلي سعي داريم روش‌هاي ترجمة استعارة مفهومي در ترجمة عربي رمان «چشم‌هايش» را که احمد موسي انجام داده، بر اساس الگوي آلوارز بررسي کنيم. هدف از پژوهش اين است که علاوه بر ارزيابي استعاره‌هاي مفهومي ترجمة رمان «چشم‌هايش»، الگويي براي ترجمة اين نوع استعاره براي ساير مترجمان معرفي کنيم. آلوارز در الگوي خود 5 شيوه را براي ترجمة استعاره معرفي کرده‌است. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد که مترجم از ميان اين پنج روش بيشترين استفاده را از روش (انتقال تصويري يکسان به زبان مقصد) و (تبديل استعاره به مفهوم) کرده و از روش (ترجمة استعاره با تبديل آن به تشبيه به علاوة مفهوم) در هيچ مورد استفاده نکرده‌است.