خوانش آموزه‏‌های اندیشه‏‌ساز و تجربه‏‌های زیست‏‌شده حافظ در راه خودیافتگی انسانِ معمار

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران

2 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران

3 . گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22035/isih.2021.370
چکیده

آموخته‏‌های معماری امروز تحت تأثیر استیلای هژمونی‌‏های مرکزگرا، هجوم اطلاعات و تکنولوژی‏ موجب تسخیر روح انسان شده است که منجر به تبلور اشکال جدیدِ خلقیات فردی به جای خلاقیت شده ‏است. تغییر یادگیری فرایند انسانِ معمار به معنای رهایی ذهن از انباشتگی‌‏های اطلاعات و خوانش آموزه‌‏های مؤثر به‏‌واسطهٔ تجربه‌‏های‏ زیست‏‌شدهٔ انسانیِ حاویِ روح و احساس هدف پژوهش است. مطالعهٔ حاضر به روش اسنادی، و به‌منظور شناخت روابط انسان با محیط به خوانش آثار پدیدارشناسان حوزهٔ انسان، ذهن و خیال، و ریشه‌‏های درون‌مرزیِ مؤثر بر برقراری پیوند انسان با پدیده‌‏های محلی، همچون ادبیات، پرداخته است. با خوانش نظریه‏‌های شناختِ جهان هستی و دیدگاه‌‏های محورگرایی، به ‏وجوه گم‏گشتهٔ «چگونه انسان‌شدن» پی‏برده شد. در ابتدای قرن بیستم جریان فکری‌ـ‌فلسفی پدیدارشناسی شکل گرفت که اساس هستی‏شناسی را تجربیات زیست‌شدهٔ انسانی دانست. سپس از فلسفهٔ محض به جریان حوزهٔ «اندیشه» و «یادگیری خودیافته» تغییر مسیر داد و با برقراری پیوندی چندوجهی میان ‏رشته‏‏‌ها و تجربه‌‏های زیست‌شدهٔ انسانی، در مدارس معماری مطرح شد. شناخت فرایند خودیافتهٔ «انسانِ معمار» جهت کسب تجربه‌‏های فردی با کیفیت و خلق پدیده‌‏های معماری انسانی از یافته‏‌های این مقاله است که در دو وجه مورد مطالعه قرار گرفت: 1) خواندن منابع و ریشه‏‌های غنیِ درون‌مرزی؛ و 2) آموختن چگونه اندیشدن به‏‌منزلهٔ نگاه جهان‌شمول. خوانش شعر حافظ و تجربهٔ زیسته‏‌اش در فرایند یادگیری معماری موجب خودیافتگی و پالایش ذهن می‏شود. در این راه انسان فراگیرنده به بیداری دست می‏یابد که در قالب مدلی ترسیم شده است.