پیشبینی تغییرات کاربری اراضی و رشد شهری با استفاده از مدل تلفیقی زنجیرۀ مارکوف و سلولهای خودکار (مطالعه موردی: شهر اهواز)
نویسندگان
1 دانشیار ژئومورفولوژی، گروه جغرافیا، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 پسادکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22067/jgrd.2025.94160.1574چکیده
تغییر کاربری و پوشش زمین (LULC) بهعنوان یک عامل کلیدی، اثرات چشمگیر و مهمی بر محیط زیست دارد. دسترسی به دادههای دقیق و بروز LULC از تصاویر ماهوارهای که با تکنیکهای پیشرفته پردازش میشوند، فرصتی بینظیر برای شناسایی، نظارت و مدلسازی تغییرات آینده و مدیریت پایدار منابع طبیعی فراهم میکند. این امر به تصمیمگیری بهتر و برنامهریزی مؤثر کمک شایانی مینماید. این پژوهش با هدف بررسی تغییرات کاربری اراضی شهری اهواز در سالهای گذشته و پیشبینی تغییرات آتی با استفاده از مدل CA–Markov انجام شده است. در این راستا، از نرمافزارهای ENVI، IDRISI TerrSet وARC GIS برای پیشبینی تغییرات کاربری اراضی شهری و از نرمافزار Spectrom با روش Demproj برای تحلیل و پیشبینی جمعیت استفاده شد. نتایج ارزیابی، دقت بالای نقشههای کاربری اراضی سالهای 2006 و 2017 را با ضرایب کاپا 9/81 درصد و 7/88 درصد و دقت کلی 4/93 و 6/96 درصد تأیید میکند. نقشۀ کاربری زمین برای سال 2030 نیز با مدل CA–Markov پیشبینی شده است. یافتههای پژوهش حاکی از وجود 7092.44 هکتار زمین بایر در هشت منطقۀ شهر اهواز است که میتواند نقش مهمی در جلوگیری از گسترش افقی شهر و هدایت توسعه به سمت رشد متراکم ایفا کند. کمترین میزان زمین بایر (94/10 درصد) در منطقۀ هفت و بیشترین آن در منطقۀ دو قرار دارد. بهطور متوسط، 35/33 درصد از کل مناطق اهواز را زمینهای بایر تشکیل میدهند که بهوضوح در نقشۀ کاربری اراضی شهری در میان مناطق ساخته شده و کاربریهای شهری قابل مشاهدهاند. تحلیلها با روش مارکوف برای پیشبینی گسترش شهر تا سال 1430 نشان میدهد که این زمینهای بایر علاوه بر کاربریهای افقی، میتوانند به پوشش سطح شهر کمک کرده و منجر به رشد متراکم شهری شوند.