بررسی وضعیت شاخصهای گردشگری روستایی، موانع و ظرفیتهای پیشرو (مناطق روستایی نواحی نیمهخشک شهرستان آباده)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 استاد گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه جغرافیا، دانشکده فرماندهی و ستاد، دانشگاه جامع علوم انتظامی امین، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22067/jgrd.2024.88721.1449چکیده
گردشگری رویکردی است که میتواند مناطق روستایی با اقلیمهای مختلف را توسعه دهد. نواحی روستایی نیمهخشک نمونۀ بارزی از مناطقی محسوب میشوند که منابع توریسمی خاص خود را دارند. بنابراین بررسی وضعیت شاخصهای گردشگری اینگونه روستاها و همچنین تحلیل موانع و ظرفیتهای پیش رو از مهمترین اقدامات در حوزۀ شناخت و برنامهریزی مطلوب است. در این پژوهش این هدف در نواحی روستایی شهرستان آباده مورد تأکید بوده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری دادهها از طریق پیمایش است. جامعۀ آماری تحقیق را ساکنان روستایی تشکیل دادهاند و با توجه به محدودیتهای تحقیق، 372 نفر براساس فرمول کوکران بهعنوان حجم نمونه تعیین شد. روایی پرسشنامه از طریق نخبگان تأیید و پایایی نیز با تکمیل 30 پرسشنامه و محاسبۀ نتایج از طریق ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تأیید شد. نتیجه نشان داد وضعیت شاخصهای گردشگری روستایی در سطح کمتر از 05/0 و با میانگین 199/3 متوسط ارزیابی شده است. بهترین وضعیت مربوط به دو شاخص مهماننوازی روستاییان(879/3) و هزینه اقامت و بازدید در روستا (847/3) بوده است. همچنین نتیجۀ آزمون فریدمن نشان داد که مهمترین چالشها در حوزۀ ضعف خدمات و زیرساختهای گردشگری با میانگین 91/9 و عدم حمایت دولت از تولیدات محلی-بومی روستا با میانگین 38/9 و مهمترین ظرفیتها شامل جذب سرمایهگذاری از بخش خصوصی با میانگین 60/11 و موقعیت جغرافیایی مناسب روستاها با میانگین 86/10 بوده است. در مجموع تحلیل نتایج بیانگر آن است که رویکرد گردشگری میتواند در توسعۀ پایدار روستایی مؤثر باشد؛ چراکه ظرفیتها و توانمندیهای گردشگری میتواند به تنوعسازی اقتصاد نواحی روستایی نیمهخشک کمک نماید. برهمیناساس پیشنهاد میشود با توجه به ظرفیتها و منابع موجود، ضعفها و چالشها کاهش داده شود.