توسعۀ پایدار و محیطزیست استان کرمانشاه؛ دیدگاههای متعارض نظری
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل،دانشگاه رازی،کرمانشاه،ایران
2 کارشناسیارشد روابط بینالملل،دانشگاه رازی،کرمانشاه، ایران
doi
10.22067/jgrd.2025.51395.0چکیده
محیطزیست و توسعۀ پایدار بهعنوان دو مفهوم بههمپیوسته در دو رهیافت نظری روابط بینالملل مطرح شدهاند. محیطزیستگرایی نهادی و رویکرد اکولوژیکی سبزها این دو رهیافت نظری هستند. محیطزیستگرایی نهادی (کورنوکوپیانیست[1]) با نگاه خوشبینانه،انسانمحوری را مبنا قرار داده و دولت و نهادهای دولتی را قادر بر حل مسائل زیستمحیطی میداند. در مقابل رویکرد اکولوژیکی سبزها (نومالتوسی[2]) با بدبینی نسبت به نهادهای دولتی، نگاهی بوممحورانه و مبتنی بر محدودیت رشد را مبنای نظری خود قرار میدهد. با کاربست این تئوریها بهتر میتوان با توجه بر پیوند میان محیطزیست و توسعۀ پایدار، مسئله و ابعاد تحقق توسعه را ارزیابی کرد. در همین راستا تلاش این مقاله بر این است که با مقایسۀ دو رهیافت نظری ذکر شده در قالب چارچوب نظری و اتخاذ رویکرد توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانهای به این پرسش پاسخ دهد که «باتوجهبه رویکردهای نظری متعارض در حیطۀ محیطزیست و توسعۀ پایدار، رویکرد مدیریت محیطزیست در استان کرمانشاه را چگونه میتوان تحلیل نمود؟» در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که «حکمرانی و مدیریت محیطزیست در استان کرمانشاه مبتنی بر الزامات نظریۀ اکولوژیکی سبزها نبوده و ازاینرو چشمانداز حفظ محیطزیست و توسعۀ پایدار در استان روشن نیست». یافتههای این مقاله نشان میدهد که جهت تحقق توسعۀ پایدار بازنگری در سیاستهای دولتمحور و گسترش فرهنگ مشارکت با بهرهگیری از سازمانهای مردمی با توجه بر ابعاد محدودیت رشد لازم است. استان کرمانشاه برای رسیدن به توسعۀ پایدار میبایست از مشکلات زیستمحیطی بههمتنیده و نه مجزا که هرروزه توان حل آنها کاهش مییابد و در حال گسترشاند، گذر کند. در حقیقت با نگرشی مبتنی بر حکمرانی جهانی زیستمحیطی میتوان مسیر توسعه در استان را هموار ساخت. مقاله را میتوان با تحقیقات گستردهتر بعدی کاربردی توسعهای بخشید. cornucopyanismNeo_malthusianism