تحلیل نقش شناسایی موانع، موازی‌کاری و ناهماهنگی‌های مدیریت روستایی در تحقق مدیریت هماهنگ توسعۀ روستایی استان گیلان

نویسندگان

1 استاد گروه جغرافیا، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

3 استادیار گروه جغرافیا، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی،رشت، ایران

doi
10.22067/jgrd.2022.74912.1110
چکیده

پژوهش حاضر به منظور تحلیل نقش موانع، موازی‌کاری و ناهماهنگی‌های مدیریت روستایی و نقش آن در مدیریت هماهنگ توسعۀ روستایی استان گیلان به انجام رسیده است. نمونه‌ای به حجم 81 نفر از متخصصین، مدیران و کارشناسان بخش‌های مختلف امور روستایی استان گیلان، با استفاده از جدول مورگان و به روش تصادفی و نظام‌مند انتخاب و داده‌های مرتبط با متغیرهای پژوهش با استفاده از پرسش‌نامه گردآوری شد. روایی پرسش‌نامه براساس مبانی نظری و مطالعۀ مقالات و در نهایت پس از نظرات اصلاحی اساتید محترم، تأیید و برای پایایی بهتر با استفاده از آلفای کرونباخ با عدد 82/0 مورد تأیید قرار گرفت. مقالۀ حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت توصیفی - تحلیلی و از نظر روش‌شناسی کمی و کیفی است و اطلاعات به دست آمده از 23 گویه با استفاده از نرم‌افزار SPSS برای اثبات نظریه و ارائۀ راهکارهای مبتنی بر 5 شاخص هماهنگی میان سازمانی (تصمیم‌گیری همکارانه، یکپارچگی عملیات، کنترل و پایش، روابط و ارتباطات، رسمیت) تجزیه و تحلیل گردید.براساس مطالعات میدانی و مصاحبه‌های صورت‌گرفته، نتایج حاکی از آن است که تلاش‌ها جهت بهبود وضعیت فعلی روستایی از سوی اغلب کارگزاران روستایی انجام می‌پذیرد؛ اما به دلیل عدم هماهنگی میان‌سازمانی و نگاه بخشی و رفع تکلیف سازمانی نتایجی که می‌باید براساس قانون برنامۀ توسعه حاصل گردد، کمرنگ و یا تأثیر چندانی در چشم‌انداز توسعۀ روستایی ندارذ.      نتایج تحقیق نشان می‌دهد که راهکارهای مبتنی بر شاخص‌های"هماهنگی میان سازمانی" که به‌طور عمده از جمله شاخص‌های هماهنگ‌ساز، تعهد‌آور و پاسخگو محور تشکیل شده است، می‌تواند در تحقق مدیریت هماهنگ برنامه‌ریزی توسعۀ روستایی مؤثر واقع شوند. بر همین اساس تشکیل " شورای مدیریت هماهنگ برنامه‌ریزی توسعۀ روستایی استان گیلان زیر نظر استاندار" پیشنهاد گردید.