استعارة بنيادي و کارکرد آن در رمان «ريح الجنوب»
نویسندگان
1 يزد. اردکان
2 گروه عربي دانشگاه يزد
doi
چکیده
«ريح الجنوب» اولين رمان الجزايري به زبان عربي است که نويسندۀ آن «عبدالحميد بن هدوقه» با استفاده از ابزار توصيف، واقعيت فرهنگي، اجتماعي و سياسي الجزاير را به گونهاي توصيف کرده که نشاندهندة وضعيت حاکم بر الجزايرِ بعد از انقلاب باشد. نويسنده براي بهتصويرکشيدن وضعيت روحي، رواني و اجتماعي جامعۀ الجزاير، گونهاي از استعاره را به کار برده که تلفيقي از استعارۀ قديم و جديد است و بهواسطۀ همنشيني با صحنههايي خاص، به متن، هويتي جذاب بخشيدهاست، بهطوريکه ذهن را براي دريافت چرايي تکرار برخي صحنهها به تکاپو وا ميدارد. در اين پژوهش به روش تحليلي ـ توصيفي، استعارههاي بنيادي در رمان «ريح الجنوب» و کارکردهاي آن بررسي ميشود. نتايج اين نوشتار نشان ميدهد با توجه به بسامد تکرار مفاهيمي مانند «باد جنوب»، «صداي ني» و نيز «طرح ذهني مبهم سفال» و همنشيني آنها با صحنههايي خاص، هر يک به صورتي استعاري، بيانگر يکي از جريانهاي فکري و ويژگيهاي اجتماعي حاکم بر جامعة الجزاير بعد از انقلاب است.