ارائۀ الگوی بهینۀ توسعۀ منطقهای با رویکرد تحلیل ساختار(مطالعۀ موردی: شهرستان بجنورد)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
doi
10.22067/jgrd.2024.87340.1413چکیده
امروزه برنامهریزان به برنامهریزی منطقهای برای کاهش نابرابریها و نبود تعادل منطقهای، همچون یک راهبرد کارآمد توجه میکنند. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامهریزی توسعۀ منطقهای شهرستان بجنورد با رویکرد تحلیل ساختار است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نوع، توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیختۀ اکتشافی انجام شده است. جامعۀ آماری در بخش کیفی شامل کارشناسان و مسئولین شهرستان بجنورد است که از روش نمونهگیری هدفمند، 20 نفر انتخاب شده و در بخش کمی، کلیۀ شهروندان بالای 25 سال به روش نمونهگیری دردسترس به تعداد 384 نفر از طریق تعیین حجم نمونه در جوامع نامحدود انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات، مصاحبه و پرسشنامۀ محققساخته بوده است. در بخش کیفی و مصاحبهها با روش نظریۀ زمینهای[1] و به کمک نرمافزار مکسکیودا[2] کدگذاری شد و به روش تکنیک دلفی[3] نهاییسازی شاخص انجام شده است و در بخش کمی با تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری به کمک نرمافزار لیزرل[4] اعتباریابی و روابط بین متغیرها مدل انجام شد. یافتههای این پژوهش نشان داد که مهمترین عوامل برنامهریزی توسعۀ منطقهای شهرستان بجنورد شامل 6 عامل اصلی (اقتصادی، اجتماعی، طبیعی، سیاسی، مدیریتی و زیرساختی) و 40 زیرعامل است. بنابراین، در الگوی بهینه مناسب توسعۀ پایدار منطقه، عوامل (اجتماعی (با ضریب تأثیر 54/0)، طبیعی (71/0)) بهعنوان عوامل علی و عوامل (زیرساختی با ضریب تأثیر (64/0)) بهعنوان شرایط زمینهای تأثیر مثبت و مستقیمی بر راهبردها (عوامل سیاسی) دارند. بهعبارتی هرچقدر میزان این عوامل بالاتر و مناسبتر باشد، برنامهریزی توسعۀ منطقهای در سطح بالاتری خواهد بود. همچنین، عامل (مدیریتی) بهعنوان عوامل مداخلهگر، رابطۀ بین عوامل علی و راهبردها را با ضریب تأثیر (64/0) بهبود میبخشد و نقش میانجی بازی میکند. درنهایت، توسعۀ راهبردها با ضریب تأثیر معنادار (85/0) در برنامهریزی توسعۀ منطقهای شهرستان بجنورد منجر به تبدیلشدن آنها به شرایط اقتصادی مناسب شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی خواهد شد. [1]. Grounded Theory[2]. MAXQDA[3]. Delphi Technique[4]. Lisrel