تحلیل الگوی توسعۀ کالبدی – فضایی شهر یاسوج با استفاده از روش‌های تحلیل فضایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استاد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 استاد گروه جغرافیای انسانی و برنامه ریزی، دانشکده جغرافیا،دانشگاه تهران، تهران، ایران

5 دانشیار جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22067/jgrd.2024.87729.1426
چکیده

شناخت وضعیت کالبدی شهر و ارزیابی الگوی توسعۀ کالبدی برای هدایت آن در راستای توسعۀ پایداری شهری امری حیاتی است، چراکه امروزه اغلب پژوهشگران اعتقاد دارند ارتباط معناداری بین الگوی توسعۀ کالبدی شهر با پایداری وجود دارد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، تحلیل الگوی توسعۀ کالبدی – فضایی شهر یاسوج با استفاده از روش‌های آنالیز فضایی همچون خودهمبستگی فضایی محلی (موران)، توزیع جهت‌دار، توزیع بیضوی استاندارد و لکه‌های داغ است. روش‌شناسی تحقیق، ترکیبی از روش‌های قیاسی و استقرایی است. از روش قیاسی در مطالعۀ مبانی نظری و ادبیات تحقیق و از روش استقرایی نیز برای شناخت الگوی توسعۀ کالبدی شهر یاسوج با استفاده از آمارها و اطلاعات حاصل از داده‌های ثانویه استفاده شد. نتایج تحلیل فضایی نشان می‌دهد که تراکم در هر سه شاخص جمعیت، مسکونی و ساختمانی، الگوی توزیع خوشه و خودهمبستگی فضایی دارد. به‌طوری ‌که مقدار آماره Z_Score در سال 1395 برای تراکم جمعیت 58/54، تراکم مسکونی 48/57 و تراکم ساختمانی 12/51 در مقایسه با سال‌های 1375 و 1385 افزایش چشمگیری داشته است. نتایج لکه‌های داغ برای سال‌های 1395 - 1375 در شهر یاسوج نشان می‌دهد که طی این دوره، گسترش فیزیکی شهر به‌صورت پراکنده و غیر متراکم بوده و زمینه را برای رشد اسپرال و بدون برنامۀ شهر به‌ویژه در محور شمال غربی آماده کرده است. بیشترین میزان خوشه‌های داغ فضایی تراکم‌های مختلف شهر یاسوج با 99 درصد معناداری مربوط به بلوک‌های غربی شهر و بیشترین میزان خوشه‌های سرد فضایی مربوط به بلوک‌های شمال غربی شهر است؛ ازاین‌رو، کنترل و نظارت بر ساخت‌ و سازهای شهری و جلوگیری از تخریب اراضی کشاورزی در محور غرب و شمال غرب این شهر می‌تواند راهبرد مهمی در هدایت توسعۀ کالبدی شهر یاسوج باشد.