تحلیل گفتمان و نقد الگوی خانوادۀ مدرن مدنی در ایران پس از انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه تهران -دبیر کمیسیون جامعه شناسی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی

2 دانشگاه تهران - گروه جامعه شناسی

doi
چکیده

نویسندگان با استفاده از نظریات و روشهای تحلیل گفتمانی تلاش می‌کنند تا در چشم‌اندازی از تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصرِ جامعۀ ایران، عوامل الگوی خانوادۀ مدرن مدنی را به عنوان محصول و کفایت تجربی گفتمان جامعۀ مدنی در سه سطح توصیفی، تفسیری و تبیینی تحلیل کنند. به این منظور، در این مقاله الگویی ترکیبی (برامده از آرای فرکلاف، لاکلاو و موفه) تنظیم و به‌کار گرفته شده است. در مجموع، مهمترین یافته‌ها و دستاوردهای تحلیلی و انتقادی مقاله عبارت است از: 1 ـ الگوی خانوادۀ مدرن مدنی تحت تأثیر دو پارادایم «تفسیری» و «انتقادی» و برخی مبانی معرفتی و نظری نظریه‌پردازانی همچون یورگن هابرماس و آنتونی گیدنز است. 2 ـ این الگو بر محور مفاهیم «روابط و ارزشهای دموکراتیک» و «اصالت فرد» مفصل‌بندی‌ شده و دالّ مرکزی آن «ارزشهای جامعۀ مدنی» است. 3 ـ خانوادۀ مدرن مدنی با ارکان هویتی جامعۀ ایران (بویژه آموزه‌های اسلامی و فرهنگ ایرانی) سازگاری و تناسب ندارد.