تحليل کارکرد «زبان و آموزش» استعمارگر در گفتمان پسااستعماري «موسم الهجرة إلي الشمال» بر اساس نظم‌هاي سه‌گانة لاکان

نویسندگان

1 استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه گنبدکاووس

2 استاديار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه زابل

3 استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه گنبدکاووس

doi
چکیده

نقد روان‌کاوانه به عنوان حاصل تلاقي روان‌کاوي با آثار ادبي، سعي در خوانشي متفاوت از آثار ادبي دارد. ژاک لاکان (1901-1981م) از جملة نظريه‌پردازان اين عرصه است که نظرية نظم‌هاي سه‌گانة خود را براي به‌تصويرکشيدن تکاملات ذهني ـ روانيِ انسان از کودکي تا بزرگ‌سالي منتشر کرد. جستار حاضر تلاش دارد با تکيه به روش توصيفي ـ تحليلي و با استناد به نظرية لاکان به خوانش رمان «موسم الهجرة إلي الشمال» از طيب صالح (1929-2009م) بپردازد و شخصيت اصلي آن (مصطفي سعيد) را تحليل روان‌شناختي نمايد. بر اساس اين خوانش، دورة پيش از آشنايي مصطفي با زبان انگليسي و ورود به مدرسه‌هاي استعماري براي آموزش، ساحت خيالي نظرية لاکان را تشکيل مي‌دهد که در آن مصطفي با مادر اصلي و نمادين (آفريقا) پيوندي عميق دارد. يادگيري زبان انگليسي براي او، به مانند يادگيري زبان نزد کودک است و او را وارد ساحت نمادين مي‌کند. سفر وي به انگليس براي تحصيل و اقامت در آن، ادامة ساحت نمادين است که او را از مادر اصلي و نمادين بيشتر جدا کرده و از دنياي بي‌نظم آفريقا (طبيعت) به دنياي نظام‌مند غرب (فرهنگ) انتقال داده است. اين امر نوعي احساس فقدان و تمناي دورة اتحاد با مادر را در او به وجود مي‌آورد که از بارزترين ويژگي‌هاي ساحت واقع است.