تحلیلی بر نقش برنامهریزی ارتباطی در تحقق مشارکت اجتماعات محلی (مطالعۀ موردی: محلۀ مرادآباد شهر چابهار)
نویسندگان
1 استاد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22067/jgrd.2023.82601.1282چکیده
در اوایل قرن بیستم نظریههای شهرسازی بهطور عمده کالبدمحور بود و موفقنشدن برنامهها در رسیدن بـه اهداف این باور را تقویت کرد که فقدان مشارکتهای مردمی در طراحی، اجرا و ارزیابی طرحها و برنامهها موجب ناکامی آنها شده است؛ ازاینرو در واکنش به این موضوع، مفهوم مشارکت بهعنوان دخالت شهروندان در تصمیمگیریهای عمومی و برنامهریزی در زمینههای مربوط به آن در مرکز توجه برنامهریزان قرار گرفت؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش برنامهریزی ارتباطی در تحقق مشارکت اجتماعات محلی محله مرادآبادچابهار انجام شد. پژوهش حاضر به لحاظ نحوه گردآوری دادهها، جزو تحقیقات توصیفی-تحلیلی بود و اطلاعات از دو روش کتابخانهای-اسنادی و روش میدانی (پرسشنامه و مصاحبه) جمعآوری شد. ساکنین محله مرادآباد جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 385 نفر بهعنوان حجم نمونه برای تکمیل پرسشنامهها در طیف پنجگزینهای لیکرت انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای تی تکنمونه و ضریب همبستگی پیرسون در محیط نرمافزار SPSS و برای تولید نقشه از نرمافزار ArcGIS بهره گرفته شد. تحلیل حاصل از یافتهها در شاخصهای مشارکت اجتماعی برای شاخص اعتماد اجتماعی با میانگین 15/3 (بیشتر از حدوسط)، شاخص تشریک مساعی با میانگین 35/3، ارتباط اجتماعی با میانگین 2/3 و تعلق اجتماعی با میانگین 1/4 و سطح معناداری کمتر از 05/0 بیانگر آن است که مشارکت مردم و ساکنین در تبدیل محله به شرایط زیستپذیرتر، تأثیردرخورتوجهی داشته است؛ بنابراین با توجه به اینکه مجموع مقیاسها در سطح معناداری کمتر از 05/0 قرار داشت و مقدار میانگین کل برابر با 43/3 بود، نتیجه نهایی این پژوهش بیانگر ارتباط معناداری بین برنامهریزی ارتباطی با مشارکت اجتماعی در محله مرادآباد است.