تبیین نقش و جایگاه حکمروایی شهری در فرایند مداخله در بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری (نمونۀ موردمطالعه: شهر مشهد)
نویسندگان
1 استاد جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22067/jgrd.2023.79713.1212چکیده
یکی از چالشهای اساسی شهرها بهویژه شهرهای بزرگ، وجود بافتهای فرسوده و ناکارآمد و مشکلات کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در این محدودههای شهری است. مواجهه با این فرایندها، مستلزم استفاده از رویکردهای مناسب و متناسب با این چالشها است. این موضوع میتواند در قالب فرایندهای مدیریتی و حکمروایی شهری که به اتخاذ این رویکردها منجر میشود، بررسی شود. تبیین نقش و جایگاه حکمروایی شهری در فرایند مداخله در محدوده بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهر مشهد هدف اصلی این پژوهش است. در این مقاله تلاش شده است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که ویژگی و رویکردهای غالب در هر دوره چیست؟ کنشگران اصلی هر دوره کدماند و چگونه در این فرایند نقشآفرینی میکنند؟ این پژوهش با رویکردی کیفی و در راستای تعیین نقش و جایگاه حکمروایی شهری در این فرایند انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات موردنیاز از تکنیکهای مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه (نمونهگیری هدفمند) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد، در بررسی دوره سیساله (1400-1370) دو رویکرد متفاوت و متمایز تشخیصدادنی است: در دوره اول، رویکرد غالب مداخله در این بافتها، نوسازی توأم با نگاه اقتصادی و پروژهمحور، بدون در نظر گرفتن مشارکت ساکنان و اجتماع محلی در این فرایند است؛ در دوره دوم، رویکرد بازآفرینی شهری با نگاه جلب مشارکت ساکنان و اجتماع محلی از طریق تسهیلگری و ایجاد دفاتر توسعه محله و تغییر نگرش در دولت و بخش عمومی از نوسازی و پروژهمحوری به بازآفرینی پایدار شهری صورت گرفته است. با توجه به ویژگیهای کنشگران هر دوره، منافع و علایق متفاوت و همچنین قدرت اثرگذاری بر سایر کنشگران بررسی و تحلیل شده است.