تحلیل نوشهرگرایی با تأکید بر حس تعلق به مکان (نمونۀ موردی: منطقۀ 2 کلان‌شهر مشهد)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

2 استادیار جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

doi
10.22067/jgrd.2023.74340.1100
چکیده

هدف پژوهش حاضر، سنجش معیارهای جدید و ویژگی­های طراحی یک شهر بر مبنای اصل توجه به حس مکان در نوشهرگرایی در وهله اول و در گام دوم بررسی میزان انطباق منطقه 2 شهرداری کلان­شهر مشهد با این معیارها و تعیین اولویت هریک از شاخص­ها بود. با توجه به رویکردهای نظری این پژوهش، مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی بود. برای گردآوری داده­ها و اطلاعات علاوه‌بر مطالعات کتابخانه­ای و استفاده از طرح­های شهری، نخست برای شناسایی شاخص­های تحقیق، از طریق پرسش‌نامه به جمع­آوری اطلاعات اقدام شد؛ بر این اساس، 4 شاخص و 9 زیرشاخص مطرح در این زمینه شناسایی شد. براساس فرمول کوکران، 391 پرسش‌نامه در بین شهروندان منطقه 2 شهر مشهد توزیع شد. برای بررسی سؤالات تحقیق از نرم‌افزار SPSS و آزمون­های آماری رگرسیون و  T تک‌‌نمونه­ای و از مدل تصمیم­گیری براساس مقایسات زوجی DEMATEL استفاده شد. نتایج تحقیق از میان 391 شهروند نواحی چهارگانه منطقه 2 شهرداری مشهد حاکی از متوسط بودن سطح شاخص­های چهارگانه تحقیق است. یافته­های حاصل از تحلیل آزمون رگرسیون چند متغیره خطی بیانگر این است که چهار شاخص تحقیق به دلیل اینکه سطح خطای مقدار t آن‌ها کمتر از 0.05 است، تأثیر زیادی بر حس مکان داشته‌اند. نتایج آزمون تی، فرضیه تحقیق مبنی بر متوسط بودن حس مکان در منطقه را تأیید کرده و آزمون رگرسیون خطی، ارتباط هریک از شاخص­ها برای حس مکان را تأیید می­کند. در بین نواحی چهارگانه منطقه 2، به‌ترتیب ناحیه 2 با میانگین 27/3، ناحیه 3 با میانگین 19/3، ناحیه 4 با میانگین 91/2 و ناحیه 1 با میانگین 83/2 وضعیت مناسبی برای بهبود حس مکان دارند. درنهایت تکنیک دیمتل نشان می­دهد که شاخص­ زیست‌محیطی با میانگین 93/3 دارای بیشترین اهمیت برای تقویت حس مکان در منطقه 2 شهرداری مشهد است.