تبیین شاخصهاى بهبود کیفیت مسکن متعارف شهری برگرفته از معمارى بیوفیلیک با توجه به جغرافیاى منطقۀ یک تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 استادیار گروه معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار گروه معماری ، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی ، مشهد، ایران
4 استادیار گروه معماری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
doi
10.22067/jgrd.2023.80640.1238چکیده
مسکن بهعنوان یکی از نیازهای اساسی بشر تأثیر بسزایی در سلامت و بهبود کیفیت زندگی افراد دارد. کیفیت مسکن بهعنوان یکی از شالودههای اصلی یک برنامه جامع، در شهرسازی و معماری بیوفیلیک از جایگاه ویژهای برخوردار است که این رویکرد از مهمترین رویکردهای شهری در زمینه مسکن متعارف است. هدف این تحقیق، شناخت شاخصهای بهبود کیفیت مسکن متعارف شهری با تأکید بر معماری بیوفیلیک و ارزیابی آنها در منطقه یک تهران بود. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و گردآوری دادهها به دو روش اسنادی و میدانی بود. با استفاده از تحلیل محتوا، شاخصهای تحقیق گردآوری شدند و سپس با پرسشنامه و روش دلفی (10 نفر) ارزیابی شدند. پس از تأیید شاخصها، منطقه یک تهران از نظر این شاخصها توسط 150 نفر ارزیابی شد. تحلیلها در نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون فریدمن انجام شد. نتیجه تحقیق با روش دلفی نشان داد که 45 شاخص بر بهبود کیفیت مسکن براساس معماری بیوفیلیک مؤثر هستند که این شاخصها در پنج مؤلفه کلی دستهبندی شدند. همچنین شاخصهای رضایتمندی مسکن متعارف در دو دسته عوامل داخلی و خارجی (20 شاخص) دستهبندی شدند. نتیجه آزمون فریدمن در سطح معناداری کمتر از 05/0 تأیید کرد که تفاوت معناداری میان شاخصهای کیفیت مسکن متعارف در منطقه یک تهران وجود دارد. شاخص وضعیت معابر از نظر پوشش و عرض معابر با میانگین 88/30 و سپس حفاظت تاریخی و مرمت شهری با میانگین 17/29، از وضعیت بهتری در مقایسه با دیگر شاخصها برخوردار هستند. همبستگی پیرسون نیز به وجود رابطه و تأثیرگذاری معنادار در سطح کمتر از 01/0 میان مؤلفههای کیفیت مسکن متعارف شهری از لحاظ معماری بیوفیلیک در منطقه یک اشاره دارد.