بررسي مضامين مقاومت و استعمارستيزي در اشعار مفدي زکريا و پابلو نرودا (بر پاية مدرسة تطبيقي اروپاي شرقي «مکتب سلافيه»)

نویسندگان

1 استاديار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه ايلام

2 دانش‌آموخته کارشناسي ارشد زبان و ادبيات عربي دانشگاه ايلام

doi
چکیده

ادبيات مقاومت چهره‌اي انساني و جهاني دارد. هر گاه در کشورهاي اشغال‌شده، نسلي مبارز پديد مي‌آيد که براي رهايي سرزمين، فرهنگ و سنت‌هاي خود از چنگال تجاوزگران به پا مي‌خيزد و قلم به دست مي‌گيرد، ادبيات مقاومت متولد مي‌شود. شاعر مقاومت الجزاير، «مفدي زکريا» و شاعر مقاومت شيلي «پابلو نرودا» همدوش با ديگر مردم سلاح قلم را عليه دشمن متجاوز به دست گرفتند و با آفرينش آثاري گران‌سنگ، شعلة قيام و ايستادگي برابر دشمن را در قلب ملت خود افروختند. پژوهش حاضر مي‌کوشد با تحليل آثار شاعران يادشده همساني‌ها يا تفاوت‌هاي شعر مقاومت و نيز اشکال استعمارستيزي الجزاير و شيلي را بر رسد تا گوشه‌هايي از زواياي ناشناختة ميراث ادب پايداري را در اين دو کشور روشن سازد. روش تحقيق در اين پژوهش توصيفي ـ تحليلي و کتابخانه‌اي است. پس از بررسي ديوان اشعار دو شاعر مضامين مشترک فراواني در زمينة استعمارستيزي به دست آمد که نشان مي‌دهد با توجه به تأثير شاخصه‌هاي اعتقادي و زيرساخت‌هاي فرهنگي و محيطي دو شاعر در مضامين شعري، در برخي موارد اشعار زکريا، غناي تصويري و حسي بيشتري دارد و در پاره‌اي از مضامين، شور حماسي بيان نرودا، برجسته‌تر و در برانگيختگي شور ملي کارآمدتر است.