الگوی مدیریت ازدحام گردشگران در مقصدهای ساحلی مازندران مبتنی بر گردشگری هوشمند
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت گردشگری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مدیریت گردشگری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد، گروه مدیریت گردشگری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه مدیریت گردشگری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22067/jgrd.2023.80571.1233چکیده
ازدحام گردشگری یک پدیده در حال رشد در صنعت گردشگری است که تنشهای بین جامعه محلی و گردشگران را در مقصدهای گردشگری شهری و روستایی ایجاد میکند. مقصدهای ساحلی به عنوان یکی از مقصدهایی که اغلب با پدیده ازدحام گردشگری مواجه هستند، به مدیریت و برنامهریزی یکپارچه و پویا برای حفظ و توسعه آن نیاز دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد و مؤلفههای ازدحام گردشگری با رویکرد گردشگری هوشمند در راستای رسیدن به یک الگوی مدیریتی برای مقصدهای گردشگری انجام گرفته است. این پژوهش از نوع توسعهای- کاربردی و به لحاظ روششناسی در زمره پژوهش آمیخته کیفی و کمی قرار دارد. برای گردآوری دادههای کیفی از دو ابزار مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. در بخش کیفی 21 نفر با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از ابزار پرسشنامه 271 نفر از مسئولان و فعالان گردشگری (مشرف به موضوع) در پژوهش مشارکت کردند. دادههای حاصل از مصاحبه با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل شد و درنهایت 193 کد باز، 18 کد محوری و 3 کد انتخابی استخراج شد. نتایج نشان میدهد، مدیریت ازدحام گردشگری شامل سه بعد عرضه، تقاضا و ساختاری/مدیریتی است که هریک از این ابعاد دارای شش شاخص هستند. همچنین با استفاده از ماتریس اهمیت-عملکرد، حوزه های پراهمیت برای بهبود فعالیتهای مدیریتی مشخص شدند. از نظر اثرات کل، بعد مدیریتی/ساختاری از بیشترین اهمیت (0.57b=) و تقاضای گردشکری بالاترین عملکرد (64.61c=) را دارند. طبق یافته ها، برای مدیریت ازدحام گردشگری بعد عوامل مدیریتی و ساختاری و سازه های دولت و حاکمیت هوشمند (0.25b=)، ظرفیت تحمل محیطی و روانشناختی بومیان (0.34b=) و فصلی بودن گردشگری (0.39b=) ذیل ابعاد سه گانه، در اولویت بهبود عملکرد قرار دارد.