تحلیل کارکرد سه‌گانه‌ی کارپمن در شعر روایی فروغ فرخزاد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ادبیات عرفانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران. ‏

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

3 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

doi
10.22099/jba.2025.52524.4615
چکیده

چکیدهنخستین‌بار «استفان کارپمن»، روان‌شناس امریکایی، «شرور، قربانی و قهرمان» را به‌عنوان سه نقش اصلی هر فرد در جامعه معرفی‌کرد. این نظریه، که سپس به ادبیات، نقد روان‌کاوانه و تحلیل ساختار روایت‌های ادبی نیز راه یافت، به «مثلث کارپمن» معروف شده‌است. حضور شخصیت‌های مثلث کارپمن در ساختار روایت و بسیاری از قصه‌ها، داستان‌ها و افسانه‌ها، از مهم‌ترین عوامل گیرایی آنها است؛ براساس نظریه‌ی کارپمن، این سه نقش، در داستان زندگی هر فردی دیده می‌شود، افراد، در هر سه نقش، جابه‌جا می‌شوند، نقش‌ها، لزوماً پدیده‌هایی انسانی نیستند، و «قربانی»، محور اصلی روایت است. پیرامون شعر و زندگی فروغ فرخزاد، شاعر مطرح معاصر نیز مباحث فراوانی مطرح شده است. از آنجا که ردپای شخصیت‌های مثلث کارپمن در اشعار روایی فروغ، دیده می‌شود، مسأله این تحقیق، بررسی چگونگی این حضور، و تبیین روان‌شناختی آن است. از این رو با هدف تبیین کارکردهای مثلث کارپمن در اشعار روایی این شاعر، برخی از مهم‌ترین آثار او به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد: در اشعار روایی فروغ، نقش قربانی از دو نقش دیگر برجسته‌تر است. همچنین به‌نظرمی‌رسد فروغ به‌رغم تظاهر به گریز از نقش قربانی، از پذیرش این نقش راضی است. این رضایت‌ ممکن است برخاسته از برجستگی شاخصۀ «زنانگی» باشد.