خوانش شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانهشناسی ریفاتر
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22099/jba.2025.50258.4528چکیده
خوانش شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانهشناسی ریفاتر ریفاتر (1924-2006)، محقق ساختارگرای فرانسوی، در حوزهی نشانهشناسی شعر، پژوهشهای بنیادی و قابل توجهی را به ثبت رسانده، که رویکرد او در ادامه ضمن حفظ جایگاه ساخت، به هرمنوتیک گرایش پیدا کرده است. خوانش نشانهشناختی ریفاتر مبتنی بر سطح محاکاتی و واپسنگر است که این شیوه، نقش تعیینکنندهای را برای خوانندهی شعر در نظر گرفته است و نکات مهمی را در جهت آفرینش شعر از سوی شاعر و بازخوانی آن توسط خواننده، روشن میکند. بنابراین، در پژوهش حاضر، بهطور موردی، شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانهشناختی ریفاتر، بررسی میشود و در ادامه به تفسیر این شعر بر اساس ساخت اثر، پرداخته میشود. به نظر میرسد این شعر حاصل بسط ماتریس واحدی است که دلالتمندی شعر به آن وابسته است. ماتریس در شعر «شهر تصویر» حاکی از «ناامید بودن و بیحسی نسبت به همهی عناصر، زیباییها و پرسشها» است. این ماتریس از طریق امکاناتی همچون انباشت، منظومهی توصیفی و فضای متنی، بسط و گسترش یافتهاند. خوانش شعر در این پژوهش از سطح محاکاتی برمیگذرد و به سطحی نشانهشناختی میرسد. در ادامه با توجه به عدم توجه شیوهی ریفاتر به نقد تکوینی، از طریق امکانات برآمده از ساخت شعر، به تفسیر شعر از جهت تأثیر فرم جهان در فرم اثر پرداخته میشود. در نهایت نشان میدهد حاصل نقد ساختاری شعر «شهر تصویر» و نتیجهی نقد تکوینی آن با ملاحظات تاریخیاجتماعی، مطابق و هماهنگ است.