منوچهری و آغاز ترکیب در تصویر؛ بررسی مقایسه‌ای سازه‌های تصویر اشعار منوچهری با شاعران شاخص سبک خراسانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده‌ی علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران

2 دانشگاه مازندران

doi
10.22099/jba.2018.26551.2775
چکیده

تأمل در ساختار بلاغی و هندسه­ی تصویرهای منوچهری، تمایز آشکار و میزان تفاوت دیدِ زیباشناسانه­ی او نسبت به دیگر شاعران سبک خراسانی را پدیدار می­سازد و گستره­ی این اختلاف، او را تا مرز یک نبوغِ ادبی و تا سرحد شاعری یگانه و بی­تکرار- خاصه در توصیف تصویرهای طبیعت- برمی­کشاند. بررسی و سنجش ابزارهای ادبی و عنصرهای بلاغی موجود در زبان شاعران، یکی از شیوه­های دقیق برای شناخت و ترسیم سیر تطوّر تصویرهای شعری است. در این روش، بررسی شمار و شیوه­ی بیان عنصرهای ادبی برای انتقال صور بدیع و تازه­ی ذهنی، اهمیت بسزایی دارد و بنابراین موضوعِ «بسامد» در اولویت قرار می­گیرد. این جستار که با روش کمّی و آماری نوشته شده است، شگردهای منفرد و صناعات آمیغی بلاغی در 500 بیت از تصویرهای شعری 6 شاعر شاخص سبک خراسانی (رودکی، فردوسی، عنصری، فرخی، منوچهری و ناصرخسرو) را بررسی آماری می­کند. نتیجه­ی این مطالعه نشان­دهنده­ی تمایز هندسه­ی تصویرهای شعر منوچهری با دیگر شاعران این سبک است؛ در حالی که بیشتر کوشش شاعران این سبک به بهره­گیری از شگردهای منفرد و آفرینش تصویرهای ساده و به دور از پیچیدگی صرف می­شود، منوچهری با لحاظ استفاده از ابزارهای بلاغی آمیغی برای آفرینش تصویرهای شاعرانه در تمام سبک خراسانی یگانه جلوه می­کند و از این منظر، او پیشاهنگ شاعران سبک­های آذربایجانی، عراقی و حتی هندی است؛ شاخه­ای از تصویر که اوج حضور و بسامد آن را در نقش عاملی سبک­ساز در سبک هندی می­توان مشاهده کرد. واژه­های کلیدی: منوچهری، سبک، شگردهای ادبی منفرد، صناعات آمیغی.