شعر عاشقانه‌ی انتقادی، زیرگونه‌ای در ادبیات تغزّلی فارسی بررسی شعر قیصر امین‌پور با رویکرد سبک‌شناسی انتقادی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه کوثر بجنورد

doi
10.22099/jba.2018.27684.2857
چکیده

با توجه به تحولاتی که تضاد و تقابل در نظریه‌های ادبی پشت سر گذاشته و از واگرایی به هم‌گرایی رسیده است، پژوهش حاضر هم‌گرایی گفتمان‌های متقابل را به‌عنوان یک مؤلفه در سبک‌شناسی انتقادی شعر مورد توجه قرار می‌دهد و این مطالعه را در شعر قیصر امین‌پور به انجام می‌رساند. با طرح این پرسش‌ها که سیر زایش معنا در شعر امین‌پور چگونه پیش می‌رود و هم‌گرایی گفتمان‌های متقابل سبب خلق کدام نمایه‌ها و همگنه‌های معنایی در شعر او می‌گردد. تجزیه و تحلیل‌های انجام‌شده در این مقاله نشان می‌دهد: گفتمان عاشقانه که در سنت شعر کلاسیک فارسی عموماً با تسلیم و پذیرش همراه بوده، در بخشی از شعر قیصر امین‌پور با نقطۀ مقابل آن؛ یعنی اعتراض و انتقاد هم‌گرایی یافته و در پیدایش زیرگونه‌ای به نام شعر عاشقانۀ انتقادی کارکرد می‌یابد. در این قسم از اشعار امین‌پور، نمایه‌های عاشقانه با مرکزیت کلیدواژه‌های عشق و دل، در تجسمی متفاوت با گفتمان تغزلی شعر فارسی، به نقد رابطۀ عمودی قدرت پرداخته، حس درونی عشق قدرت بیکران و پرتب و هذیان یافته و در نمایه‌های معنایی که کارکرد حواس دیداری، شنیداری و بویایی در آن قابل توجه است، همگنۀ معنایی انتقاد را در فضایی محسوس برای خواننده مجسم می‌کند.