مقایسه رویکردهای برنامهریزی پویا، خطی و غیرخطی در بهرهبرداری بهینه از مخزن (مطالعه موردی: خشکسالی سالهای 80-1377 شبکههای کشاورزی زایندهرود اصفهان)
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده عمران و محیط زیست، دانشگاه امیرکبیر، تهران، ایران
2 استاد دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 فارغ التحصیل دکترای سازههای آبی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
چکیده
با توجه به محدودیت منابع آب و وقوع خشکسالیهای متناوب در کشور، استفاده از سیاستهای کارآمد در بهرهبرداری از مخازن سدها اهمیت زیادی یافته است. در این خصوص رویکردهای مختلفی را میتوان اعمال نمود که نوع مدلسازی و فرضیات آنها میتواند تعیینکننده باشد. در این تحقیق، چهار رویکرد مدیریت تخصیص بهینه آب کشاورزی در شرایط خشکسالی در شبکه زایندهرود اصفهان (دوره 78-1377 تا 80-1379) با استفاده از مجموعهای از شاخصهای عملکردی مخزن مورد مقایسه قرار گرفته است. رویکردهای فوق عبارت بودند از: 1) مدلسازی DP با ملاحظه قطعیت جریان ورودی به مخزن و نیاز ثابت آب بخش کشاورزی، 2) مدلسازی SDP با ملاحظه عدم قطعیت جریان ورودی و نیاز ثابت آب کشاورزی، 3) مدلسازی SSDP با ملاحظات مد نظر در رویکرد دوم و 4) ملاحظه نیاز متغیر کشاورزی با دخالت دادن جزئیات تخصیص آب در مراحل مختلف رشد گیاهی، بین محصولات مختلف و شبکههای کشاورزی پاییندست با مدلهای LP و NLP و نیز مدنظر قراردادن قطعیت جریان. نتایج نشان داد از منظر فرایند مدلسازی، رویکرد اول و چهارم بهترتیب سادهترین و پیچیدهترین مراحل را بههمراه داشتند. از منظر شاخصهای کارایی مانند اعتمادپذیری (زمانی و کمی)، حداکثر کمبودها و مجموع آن، رویکردهای احتمالاتی که در آنها عدم قطعیت جریان ورودی لحاظ گردیده بهترتیب با مقادیر 38%، 68%، 157 و 330 MCM شاخصهای نامبرده، عملکرد بهتری نسبت به سایرین داشته و این برتری عملکرد برای رویکرد سوم بارزتر بوده است. مقایسه سود حاصل از رویکردهای بهینهسازی تحقیق با سود واقعی بهرهبرداری از سیستم، افزایش 68 تا 73 درصدی متوسط سود را نشان داد.