تحلیل روابط شخصیت‌ها در منظومه‌ی لیلی و مجنون نظامی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22099/jba.2012.307
چکیده

مسأله‌ی اساسی این مقاله تحلیل روابط و مناسبات شخصیت­ها در لیلی و مجنون نظامی است. در این تحلیل، از الگوی کنش‌گر گریماس استفاده شده­است. شش نقش اصلی یا به تعبیر گریماس، کنش‌گر، در این روایت بازیابی شده که عبارتند از: فرستنده، پذیرنده، فاعل، هدف، یاری‌گر و بازدارنده. براساس نتایج حاصل از این تحقیق، در روایت لیلی و مجنون، فرستنده: عشق است که یک مفهوم انتزاعی است نه یک شخصیت عینی؛ پذیرنده: لیلی و مجنون؛ فاعل: مجنون و سپس لیلی؛ هدف: رسیدن لیلی و مجنون به یکدیگر؛ یاری‌گر: خویشان و اطرافیان مجنون و کنش‌گر بازدارنده: پدر لیلی و سپس ابن­سلّام است.از این پژوهش برمی‌آید که الگوی گریماس در تحلیل شخصیت‌های منظومه‌ی  لیلی و مجنون تا حدّی مفید و کارآمد است؛ براساس این الگو، خواننده با ذهنیّتی روشن می‌تواند روابط و مناسبات شخصیت‌ها را دنبال کند و برخی از ویژگی‌هایی را که گریماس برای حکایت­های فولکلوری برمی­شمارد، در این روایت می­توان دید؛ از جمله این­که قهرمان هم فاعل و هم، پذیرنده است. در این داستان، «فاعل» به گونه­ای است که هم بر لیلی انطباق می­یابد و هم بر مجنون و هر دو به نوعی پذیرنده نیز هستند.