اشارات عرفانی در داستان حضرت یوسف(ع)

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jba.2012.310
چکیده

شکل ­گیری زبان خاص عرفانی، مخصوصاً در تأویلاتی که از آیات قرآن ارائه می­شود، ریشه در قرآن دارد؛ به عبارت دیگر، گرایش به تفسیر تأویلی برآمده از قرآن است. در قرآن، بخش زیادی از مفاهیم در قالب تمثیل بیان شده است. وجود این تمثیل‌ها در حقیقت نزدیک‌کننده‌ی هرچه بیشتر مفهوم به ذهن مخاطب است. تفاسیر عرفانی نیز که غالباً صورتی تمثیلی یا تأویلی دارند، از این سبک تمثیلی قرآن به ویژه در تأویل داستان‌های قرآنی بهره برده‌اند. در این میان، داستان حضرت یوسف(ع) از جمله داستان‌هایی است که وجوه عرفانی فراوانی دارد و چندین تفسیر عرفانی از جمله جامع‌الستین، حدائق‌الحقایق،کشف‌الارواح، انیس‌المریدین و شمس‌المجالسین(در دست تصحیح و چاپ) به طور خاص، در مورد آن پرداخته شده و این سوره از آغاز تا انجام، به صورت عرفانی تفسیر گردیده است. در تفاسیری همچون کشف الاسرار، تفسیر القرآن‌الکریم منسوب به ابن عربی و برخی کتب عرفانی نیز این داستان به طور کامل یا به صورت پراکنده و تنها بعضی از مفاهیم و آیات آن، مورد تأویل قرارگرفته است. تأویلات عرفانی این تفاسیر، لغات و مفاهیم آیات سوره‌ی یوسف و شخصیت‌ها و حوادث داستان را شامل می‌شود. برخی از این حوادث در قرآن ذکر شده و برخی دیگر، تنها در تفاسیر آمده؛ بی‌آن‌که در خود قرآن بدان اشاره شده باشد. این حوادث زمینه‌ساز تمثیل‌هایی است که در آن، عناصر تشکیل دهنده‌ی یک حادثه دقیقاً رو به روی عناصر تمثیلی قرار می‌گیرد. مقاله‌ی حاضر ابتدا با نگاهی تطبیقی و تحلیلی به ذکر تأویلات عرفانی تعدادی از لغات و مفاهیم آیات این سوره در تفاسیر و متون عرفانی می‌پردازد و آن‌گاه برخی از مهم‌ترین تأویل‌هایی را که ذیل شخصیت‌ها و حوادث قصه نقل شده، نقد و تحلیل می‌کند.