نقد مکتبی داستانهای صادق هدایت

نویسندگان

1 دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 پژوهشگاه علوم انسانی

doi
10.22099/jba.2012.312
چکیده

داستان‌های صادق هدایت به مثابه‌ی منشوری است که از زوایای مختلف قابل بحث و بررسی است .در آثار هدایت رگه‌هایی از اندیشه‌های رئالیستی، ناتورالیستی و گاه سورآلیستی قابل مشاهده است. لذا به برخی از اندیشه‌های «ناتورالیستی» صادق هدایت خواهیم پرداخت. ناتورالیسم، نهضتی ادبی است که شکل افراطی واقع‌گرایی (Real) شمرده می‌شود. این مکتب در ادبّیات، نظریه‌ای است که کردار، گرایش و اندیشه را زاییده‌ی غرایز و امیال طبیعی، می‌داند؛ به هیچ رویداد یا پدیده‌ی فوق طبیعی قایل نیست و همه‌ی واقعیات و پدیده‌ها را موجود در طبیعت و در دایره‌ی علوم طبیعی تفسیر می‌کند. بدین ترتیب، ناتورالیسم در ادبیات بر جنبه‌های توارث محیط و بر مشاهده‌ی زندگی به دور از آرمان‌گرایی تأکید می‌ورزد و در این راه به ترسیم جزئیّات، ولو زشت و ناخوشایند می‌پردازد. «ناتورالیسم» ادبی از طریق ترجمه‌های صورت گرفته در دوران مشروطیّت وارد حوزه‌ی ادبیات ایران شد و نویسندگانی چند، از جمله صادق هدایت، صادق چوبک و ... را تحت تأثیر قرار داد. در این مقاله تأثیر ناتورالیسم در آثار صادق هدایت مورد بررسی قرار گرفته است.