ردیابی و ساخت رابطه های فضایی بین کنشگران در اقتصاد نخلداری: سازگاری اقلیمی نخل خرما در ناحیۀ مَکُّران
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2 دانشگاه اصفهان
3 دانشگاه اصفهان
4 دانشگاه مازندران
doi
10.22067/geography.v17i2.80828چکیده
اهداف: درک ماهیت و پویایی اقتصادی در نواحی حاشیه ای و روستایی کشورهای کمتر توسعهیافته که از عوامل متعددی ازجمله شرایط اکولوژیک بهشدت متأثراند، نهتنها نیازمند آگاهی از تغییرات محیطی و ساختاری است، بلکه مستلزم آگاهی از اثرهای نهادهای تصمیم گیری و اهداف آنها و تغییرات فضایی حاصل از آن نیز است؛ ازاینرو، هدف پژوهش حاضر ردیابی و ساخت رابطه های فضایی بین کنشگران انسانی و غیرانسانی (طبیعی و فنی) در زمینۀ سازگاری اقلیمی نخل خرما بهمنظور توسعۀ کارکردی اقتصاد نخلداری در ناحیۀ مکّران ایران است. روش: این پژوهش مبتنی بر روش ترکیبی (راهبرد متوالی-تغییرپذیر) است. جامعة آماری شامل 17493 بهره بردار ساکن در روستاهای ناحیۀ مکران و 32 نفر کارشناس است. برای نمونه گیری از روش هدفمند- احتمالی و برای تعیین اندازۀ نمونه در مرحلۀ کیفی، از معیار «کفایت اطلاعات» و در مرحلۀ کمّی از معیار «نمایندگی (معرفبودن)» با کمک روش کوکران استفاده شده است. اندازۀ نمونه در مرحلۀ کیفی 111 نفر بهره بردار خرما و 16 کارشناس بود. در مرحلۀ کمّی 376 بهره بردار و 32 کارشناس به پرسشنامۀ کمّی پاسخ دادند. نوع تحلیل ترکیبی، تحلیل ترکیبی متوالی براساس راهبرد کیفی-کمّی متوالی بود. داده های کیفی با نرمافزار NVIVO و داده های کمّی با روشهای آماری در محیط نرم افزار SPSS پردازش و تحلیل شدند. در مرحلۀ نهایی، تحلیل و استنتاج داده ها براساس استدلال لاتور (1987) با روش ترجمه انجام شد. یافته ها/نتایج: رابطه های فضایی گوناگونی بین کنشگران انسانی و غیرانسانی برقرار شدهاند یا درحالشکلگیری هستند. براساس این رابطه های فضایی، نخل خرما، موقعیت جغرافیایی، اقلیم، بهره بردار، دولت (سازمان جهاد کشاورزی)، سرمایه، آب و زمین، بهترتیب بازیگران کلیدی و مؤثر در چگونگی سازگاربودن یا سازگارشدن نخل خرما در ناحیة مکران محسوب میشوند. نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاکی از آن است که هریک از کنشگران دارای میدان نیرویی هستند که همدیگر را تحتتأثیر نیروی خود قرار دادهاند و در حالتی از فشار و واکنش در چگونگی سازگاری اقلیمی نخل خرما نقش و ماهیت یافته اند؛ ازاینرو، نخل خرما رابطه هایی متقابل از نوع رابطه های قدرت در مفهوم فشار-مقاومت با موقعیت جغرافیایی و کنشگران اقلیمی دارد که به وسیلۀ بهره بردار، سرمایه، دولت، زمین و آب میانجیگری می شود.