پهنهبندی آمایشی جهت توسعۀ سکونتگاههای جدید براساس مدل فازی (مطالعۀ موردی: شمال شرق استان یزد)
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات
4 دانشگاه جامع امام حسین (ع)
5 دانشگاه عالی دفاع ملی
doi
10.22067/geography.v15i2.63301چکیده
اهداف: در مفهومی گسترده، آمایش زمینه را برای کاربری اراضی و توسعه درخلال مجموعهای از کنترلهای قانونی مهیا میکند. ژئومورفولوژی بر مکانگزینی، مورفولوژی و ساختوسازهای مسکونی و جهات توسعة فیزیکی سکونتگاهها، اثر میگذارد؛ بنابراین، هدف از این پژوهش، شناخت قابلیتها و محدودیتهای ژئومورفولوژیک منطقه برای ایجاد و توسعة سکونتگاههای انسانی در شمال شرق یزد است. روش: در این پژوهش، برای شناسایی مناطق مستعد توسعه و ایجاد سکونتگاهها براساس واحدهای ژئومورفولوژیک، از پارامترهای شیب، جهت شیب، ارتفاع، زمینشناسی، خاک، کاربری اراضی، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، فاصله از سکونتگاه و ژئومورفولوژی بهعنوان عوامل مؤثر در آمایش استفاده شد. درنهایت، پس از استانداردسازی، تلفیق و پهنهبندی براساس مدل فازی و آمایش ژئومورفولوژیک، نقشة پهنهبندی آمایشی برای توسعة سکونتگاهها بهدست آمد. یافتهها/ نتایج: نتایج نشان داد که حدود 74 درصد از مساحت منطقة موردمطالعه در طبقات بسیار نامناسب و نامناسب، حدود 85/8 درصد دارای شرایط متوسط و حدود 17 درصد در طبقات بسیار مناسب و مناسب قرارگرفتهاند. بخش عمدهای از ناحیه توسط دشتهای نسبتاً صاف و هموار با واحداهای ژئومورفولوژیک بیابانی و اقلیم فراخشک فراگرفته شده است. نتیجهگیری: دشتهای معروف به دشت کویر و دشت طبس، با توجه به نتایج حاصل از نقشة پهنهبندی مناطق مستعد توسعة مسکونی، نقشة واحدهای ژئومورفولوژیک و نیز انطباق آنها با نقاط مسکونی موجود، شرایط لازم را برای توسعه و ساخت سکونتگاههای جدید ندارند. درواقع، این مناطق بهدلیل شرایط سخت زیستی، خاک و لیتولوژی نامناسب، خشکی زیاد، تپههای ماسهای، اراضی رسی- نمکی و غیره شرایط مناسبی برای توسعة مسکونی ندارند.