رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی
نویسندگان
1 استاد ،گروه مدیریت آموزشی ،دانشگاه ارومیه ،ارومیه ،ایران
2 دانشجوی دکتری ،گروه مدیریت آموزشی دانشگاه ارومیه،ارومیه ،ایران
3 استاد، گروه مدیریت آموزشی ،دانشگاه ارومیه،ارومیه ،ایران
doi
10.22034/jmep.2024.434843.1310چکیده
هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته فیزیک به تعداد 249 نفر که به علت محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری مساوی با جامعه آماری درنظر گرفته شد، لذا از روش سرشماری استفاده شده است و کلیه دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل بهعنوان نمونه آماری این پژوهش درنظر گرفته شدهاند، تعداد 249 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد و در نهایت 230 پرسشنامه برگشت داده شد. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد هماهنگی شناختی (هارمون جونز و همکاران، 2007)، تفکر سیستمی (دولانسکی و همکاران، 2020)، استدلال علمی (گولومبیک و همکاران، 2022)، تفکر انتقادی (واتسون و گلاسر، 2002)، و به منظور اندازه گیری پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال دانشجویان استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید متخصصان علوم تربیتی و تحلیل عاملی تاییدی رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین ناهماهنگی شناختی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، همچنین مشخص شد بین تفکر سیستمی و استدلال علمی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.