بررسی و تحلیل قابلیت توسعۀ چندمرکزی در مقیاس فرامنطقه ای (نمونۀ موردی: استان مازندران)
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین
doi
10.22067/geography.v15i1.54356چکیده
اهداف: مفهوم چندمرکزی یکی از مبهمترین اصطلاحات در علوم منطقهای است. بخشی از این ابهام به رویکردها و مقیاسهای مختلف مربوط میشود. اگرچه اغلب پژوهشهای اخیر، بر روی مقیاس شهری و بهویژه منطقۀ کلانشهری چندمرکزی تمرکز کردهاند، امّا کمتر به سطوح ملّی و استانی توجّه شده است. بنابراین مقالۀ حاضر سعی دارد تا با برشمردن ابعاد و مؤلّفههای این مفهوم در این مقیاس، به بخشی از این ابهامات پاسخ دهد و روشهایی را برای سنجش آن در کشور بیابد. سپس، قابلیت توسعۀ چندمرکزی را در سطح استان مازندران بسنجد. روش: با توجّه به ماهیت و هدف پژوهش، از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده شده است. مطابق با ادبیات موضوع، دو بُعد مورفولوژیک و عملکردی را میتوان در سطح کلان برای سنجش چندمرکزیتی شناسایی کرد. در تحلیلها، شاخص نخست شهری، شاخص تقوایی، شیب رتبۀ اندازه و تحلیل کانونی بهعنوان شاخصهای مورفولوژیک و شاخص واسانن، تراکم شبکه و آنتروپی بهعنوان شاخصهای عملکردی بهکار رفتهاند. یافتهها/ نتایج: نتایج تحلیل نشان میدهند مازندران دارای نظامی از مراکز متوازن و نسبتاً هماندازه در گروههای جمعیتی مختلف و فاقد ساختاری سلسلهمراتبی است. بهعلاوه، مراکز شهری بهطور نسبتاً برابر در پهنۀ سرزمین پراکنده شدهاند. از نقطهنظر عملکردی نیز، منطقه دارای همبستگی شبکهای بالا، جریانها و پیوندهای متوازن و دوطرفه و نظامی نسبتاً شبکهای است. نتیجهگیری: استان مازندران را میتوان چه به-لحاظ مورفولوژیک و چه بهلحاظ عملکردی، تبلوری از یک ساختار فضایی چندمرکزی تعریف کرد.