بررسي انسجام و پيوستگي در سوره‌ي صف با رويکرد زبان‌شناسي نقش‌گرا

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

2 پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

doi
چکیده

مقوله‌ي انسجام، يکي از مباحث مورد توجّه زبان‌شناسان ازجمله زبان‌شناسان نقش‌گرا در تحليل گفتمان است. از نظر آنان تحليل گفتمان عبارت است از مطالعه و بررسي ارتباط، هم‌بستگي و پيوندهاي موجود ميان جمله‌ها در گفتمان‌هاي نوشتاري و کلامي. به ديگر سخن، نکته‌ي مهم در چنين تحليلي، مفهوم انسجام و چگونگي پيوند معاني جمله‌ها يا گزاره‌ها در يک گفتمان است. با مروري بر پيشينه‌ي پژوهش‌هاي قرآني، معلوم مي‌شود که مسئله‌ي انسجام در قرآن نيز از ديرباز مورد توجه انديشمندان و پژوهشگران قرار داشته است؛ به‌عنوان نمونه برخي از آنان، پديده‌ي انسجام در قرآن را از خلال پژوهش در نظم قرآن، تحليل و بررسي کرده‌اند که از آن جمله مي‌توان به نظريه‌ي نظم عبدالقاهر جرجاني اشاره کرد. در پژوهش حاضر با رويکرد زبان‌شناسيِ نقش‌گرا و به روش توصيفي- تحليلي و آماري، به بررسي کمّي انسجام و پيوستگي براساس الگوي انسجام و پيوستگي حسن(1984) و همچنين هليدي و حسن (1985) در سوره‌ي مبارکه‌ي «صف» پرداخته شده و با به‌کارگيري روشي علمي و نه صرفاً نظري، اين نتيجه به دست آمده که اين سوره، باوجود داشتن تنوع مضمون، از انسجام و پيوستگي بالايي برخوردار است.