شناسایی تنگناهای پیاده روی شهروندان در شهر رشت با استفاده از تئوری بنیانی
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 دانشگاه گیلان
doi
10.22067/geography.v14i2.55360چکیده
اهداف: پیادهروی شهروندان در همۀ شهرها بهطور اعمّ و در جوامع درحالتوسعه بهطور اخص با مشکلات و تنگناهای متعددی روبهرو بوده و از ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و ... قابلمطالعه است. دراینمیان برخی از این ابعاد از سهم بیشتری در کاهش اشتیاق شهروندان به پیادهروی در فضاهای شهری برخوردارند. پژوهش حاضر قصد دارد تنگناهای پیادهروی شهروندان شهر رشت را با استفاده از تئوری بنیانی مورد مطالعه قرار دهد. روش: در این پژوهش با استفاده از روش کیفی، تنگناهای پیادهروی شهروندان شهر رشت با بهکارگیری تئوری بنیانی موردمطالعه قرار گرفته است. براساس روش نمونهگیری هدفمند و نظری، 43 نفر از شهروندان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. تکنیکهای به-کارگرفتهشده برای گردآوری دادهها و اطلاعات لازم، بر مصاحبة نیمهساختاریافته و مشاهدات میدانی تمرکز یافتند. یافتهها/نتایج: مصاحبهها تا جایی پیش رفتند که مرحلة اشباع تئوریک حاصل شد. برمبنای نظریة بنیانی، دادهها در سه مرحلة کدگذاری تحلیل شدند و نتایج حاصل از آن، استخراج 7 مقولة هستهای شامل عوامل تأثیرگذار اجتماعی و فرهنگی، کالبدی، فردی، طبیعی، مدیریتی، امکانات و قوانین میباشد. نتیجهگیری: تنگناهای اساسی پیادهروی شهروندان در شهر رشت، تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، کالبدی، فردی، طبیعی، مدیریتی، امکانات و قوانین بهوجود آمده است. تمامی این عوامل در دو گروه زمینههای مؤثّر بر پیادهروی و شرایط مداخلهگر قابلمطالعه هستند که در گروه نخست، ویژگیهای شهر و شهروندان و در گروه دوم، شرایطی که در عدم تمایل شهروندان به پیادهروی نقش داشتهاند، قرار میگیرد.