تجلي تجارب صوفيانه در شعر ادونيس و سهراب سپهري
نویسندگان
1 دانشگاه شاهد
2 دانشگاه شاهد
doi
چکیده
چکيده: رمزگونگي و سخنان سمبليک و در مراحل بالاتر، شطحيات، يکي از ابزارهاي انتقال تجربيات ماورايي اهل تصوف بوده که همواره در خدمت بيان انواع هنجارگريزي و کشف و شهودهاي رؤياگونهي آنان درآمده است. ادونيس و سهراب سپهري ازجمله شاعران و انديشمنداني هستند که رؤيا و تجربههاي سوررئاليستي و انديشههاي صوفيانه را بهصورت استعاره و رمز و مجاز در شعر خويش بهکار ميگيرند. از اين ديدگاه ميتوان آنها را شاعراني رؤياپرداز ناميد که در شعر آنها رؤيا وسيلهاي براي ورود به دنياي صوفيانه و تجارب عارفانه، مدخلي براي گام نهادن به رؤياهاي شاعرانه و جهاني سوررئال است که در آن، واقعيت خلق شعر به وقوع ميپيوندد و موسيقي نرم و رؤيابرانگيزي ميآفريند که در شعر هردوي آنها تبديل به مشخصهاي سبکي ميشود. اين نوشتار، به روش تحليلي- توصيفي و براساس مکتب تطبيقي آمريکايي به توصيف و تطبيق شعر ادونيس و سهراب سپهري از ديدگاه تجارب صوفيانه، نگاه عارفانه و رؤياگونهي دو شاعر ميپردازد و ضمن معرفي مکتب آمريکا و گروه ادبي شعر لبنان، شيوهها و بنمايههاي اهل تصوف چون خيال و رؤيا، عادتگريزي و... را در شعر اين دو شاعر، بررسي خواهد کرد. هدف و سؤال اصلي اين تحقيق، توصيف جهان پنهان ادونيس و سهراب در پس رؤياها و تجارب صوفيانهي آنها و آشکارسازي پيوند اين نگاه با انديشههاي هنجارگريزانه و عادتشکن آنها به شعر و روزگار خود است.