مرلوپونتی و گردش دیالکتیکی پدیدارشناسی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

ارزیابی جایگاه خاص مرلوپونتی در جنبش پدیدارشناسی به واسطه ایضاح نقش «دیالکتیک» در پی­ریزی مبانی پدیدارشناسی توسط او ممکن می­گردد. در این مقاله می­کوشیم با روشن ساختن دریافت مرلوپونتی از «دیالکتیک» نشان دهیم که چگونه وی به واسطه این عنصر، پدیدارشناسی را بر مبنایی جدید استوار می­کند. مرلوپونتی جنبش پدیدارشناسی زمان خود را دچار چندپارگی­ها و تعارضاتی در مبنا و روش می­دید و می­کوشید تا با اتخاذ رویکردی دیالکتیکی این تعارضات را مرتفع سازد. تنها به کمک «تفکر دیالکتیکی» می­توان پدیدارشناسی را به مثابه یک «پژوهش فلسفی» پایه­گذاری کرد. پس از مرلوپونتی، نه قلمرو پژوهش فلسفی صرفاً بر پایه «آگاهی محض» مشخص می­گردد و نه روش آن با «توصیف محض». در هم آمیختگی و «دست­اندازی» آگاهی و جهان، از یک سو، و توصیف و تبیین از سوی دیگر، اجازه نمی­دهد که پژوهش پدیدارشناختی را بر پایه ایدۀ «جوهریت» یک قلمرو محدود و محصور پی­گیری کنیم.

کلیدواژه‌ها