تحلیل ساختار مسائل فیلمها با تاکید بر توابع تعلیقی آنها (مطالعه موردی: چهلمین جشنواره فیلم فجر)
نویسندگان
1 دانشـجوی دکتـری مدیریـت رسـانه، گـروه مدیریـت رسـانه، دانشـکده علـوم اجتماعـی، ارتباطـات و رسـانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران v.mohammadi94@chmail.ir
2 استاد گروه رادیو، دانشکده تولید رادیو و تلویزیون، دانشگاه صداوسیما، تهران، ایران (نویسنده مسئول) khojasteh-h@iribu.ac.ir
doi
10.22083/scsj.2022.151785چکیده
تفاوت اصلی موضوع با مسئله این است که موضوع در مقام ارائة شاکله و دامنة اصلی متن است و مسئله ناظر به گرة اصلی و محل اصطکاک و شاهراه توجه است. بنابراین زمانی که نظام مسائل فیلمهای جشنواره بررسی میشود، به نطفه و ایدة اصلی فیلم - که سبب شکلگیری دامنة موضوعی آن شده است - پرداخته میشود. فیلمهای چهلمین جشنوارة فیلم فجر بهعنوان محمل بررسی این مقاله، با مشاهدة مستقیم تمام فیلمها در ایام جشنواره (12-22 بهمن 1400) ارزیابی شد و به روش تحلیل توصیفی بیان شده است. سه وجه بررسی فیلمها عبارت است از: فضاسازی و نقطة ارتباطگیری فیلم، تعلیق و مسئلة فیلم، نتیجه و القای فیلم که وجه مسئله و تعلیق بهشکل ویژهای مطرح شده است. تعلیق ماهیت اصلی مسئله است و هر چالشی ابتدا در مقام تعلیق فکری ظاهر میشود که نشانة آن گمشدگی و ابهام است؛ سپس به اعتبار فعلیت، در تعلیق توجیهی خود را نشان میدهد و نشانة آن توازن و عزم جدی نداشتن در انجام درست امور است و سپس در مقام رفتار، بهصورت تعلیق عملیاتی جلوه میکند و نشانة آن سستی، تنبلی و بیحرکتی در رفتار است. توابع تعلیقی، بیانگر شیوة مواجه شدن یک پدیده با این سازوکار است. هر فیلمی دارای یک مسئله بنیادین است که نطفة شکلگیری همان فیلم خواهد بود. برآورد مسئلههای تمام فیلمهای این جشنواره، با عنوان نظام مسائل با تأکید بر هویت مسئله و همچنین فرایند مواجهه با آن مسئله و روش حل آن با عنوان توابع تعلیقی صورت گرفته است. چون تصویر و فیلم، شمایل آیندة جامعه را بر روان مخاطب القا میکند، بررسی مسائل آن، جهتگیری و آداب اجتماعی فردای جامعه را روشن میسازد. از این منظر شناخت مسائل فیلمهای جشنواره، به شناخت بهتر مسائل فردای جامعه منجر خواهد شد. با ارزیابی فیلمهای جشنواره، این نتیجه حاصل شد: بیشتر مسائل فیلمها در دستهبندی کلی یا دارای وجه خیالی منفکی از جامعه قرار دارد و با مسائل مردم جامعه سنخیتی پیدا نمیکند؛ یا آدرس نادرستی از آرمانها و مشکلات جامعه ارائه میدهد که وجه مصلحانه ندارد و مخاطب را به شکلگیری و سوق به مسائل مطرح شده دعوت میکند؛ یا گزارههای مسئلهمحور درستی بیان میکند، اما فضاسازی و القای مناسبی برای ارتباط و اشتیاق مخاطب برقرار نکرده است.