ناسازواري، هنري در شعر امل دنقل

نویسندگان
doi
چکیده

از جمله ويژگي‌‌هاي زباني شعر امل دنقل، «هنر ناسازواري» است که غالباً  با فراخواني ميراث ادبي و تاريخي – ديني و دگرگوني آن‌‌ها با دلالت‌‌هاي معاصر، به‌صورت متناقض بيان مي‌شود. هدف بنيادي امل دنقل از به‌کارگيري اين‌گونه‌ي زباني، بيان اوضاع و شرايط سياسي شکست‌ حاکم بر مصر است که شاعر با شمّ قوي سياسي دنبال کشف، نقد و اصلاح آن‌‌ها است. احساس تناقض دنقل، ريشه در گذشته‌ي پرفراز و نشيب تولد و نمو ناهنجار سياسي‌اش دارد، اما در کنار آن، تقارن حيات شعري سياسي وي همراه رشد اين فن، به پيشدستي‌اش در گزينش اين جادوي زباني براي بيان مقاصد خودکمک کرد. او با چنگ زدن به ميراث عربي دنبال مجالي بود که گذشته طلايي را در مقابل شکست حاضر عربي قرار داده تا تفاوت شرايط فعلي را با وضعيت آرماني پررنگ کند. وي زبان ناسازواري را در سه سطح لفظي و جمله و خصوصاً انديشه، به‌کار گرفت و با دگرگوني در متون ديني و ادبي ميراثي و ايجاد ارتباط بينامتني بين متن غايب و متن حاضر که بيشتر از نوع حوار است، شورشي فکري-زباني را در قالب ادب پايداري به‌پا داشت در اين مقاله، پژوهشگر به دنبال کشف دامنه‌ي تأثير شرايط سياسي‌ اجتماعي جامعه مصري-عربي بر ساختار زبان شعر امل دنقل با هدف نشان دادن ميزان توفيق هنر ناساز شاعر به عنوان عنصر غالب زباني در نقد شرايط سياسي دهه‌‌هاي شصت و هفتاد قرن بيستم است.