تحلیل فضایی مهاجرت داخلی با تکیه بر شاخص خشکسالی در ایران

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم اقتصادی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 استاد، گروه علوم اقتصادی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30473/psp.2024.68877.2693
چکیده

در سال‌های اخیر محققین، جریان‌های مهاجرتی را با استفاده از روش‌های تجربی متعدد تحلیل کرده­اند. این پژوهش نیز شاخص­های اقتصادی (سرانه تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری و شدت فقر ) و محیطی ( شاخص خشکسالی (CI)) مؤثر بر مهاجرت داخلی در 31 استان ایران را طی سال­های 95-1390 در نظرگرفته است. نتایج آمار توصیفی توسط نرم افزار ArcMap نمایش داده شده است. از طرفی با توجه به اینکه بعد مکان در اطلاعات آماری مهاجرت داخلی و متغیرهای توضیحی براساس آزمون موران و در مدل­های فضایی طبق آماره­ها rho و lambda مورد تأیید بوده، لذا پس از آزمون مدل­های مختلف فضایی در نهایت مدل فضایی SEM برای بررسی الگوی تحقیق انتخاب گردید. در این راستا از دو نرم افزارGeoDa و Stata استفاده شد. نتایج رگرسیون فضایی داده­های مقطعی نشان داد، شاخص­های اقتصادی سرانه تولید ناخالص داخلی، بیکاری و شدت فقر بر خالص مهاجرت در استان­های کشور از لحاظ آماری تأثیرگذار است. بطوری که بیکاری و شدت فقر تأثیر منفی و درآمد (سرانه تولید ناخالص داخلی) اثر مثبت بر خالص مهاجرت در استان­ها دارد. این نتایج با انگیزه­های اقتصادی مطرح در نظریات نئوکلاسیک و نظریه محرومیت نسبی در مهاجرت داخلی مطابقت دارد. از طرفی افزایش CI (دوری از خشکسالی) به عنوان عامل محیطی تأثیر مثبت و معنی­دار بر خالص مهاجرت در استان­ها داشته است. با تجمیع این نتیجه با آمار توصیفی می­توان اظهار داشت مهاجرت یکی از چندین استراتژی بالقوه خانوارها برای مقابله با تغییرات محیطی (خشکسالی) است.