جلوههای رمانتیسم در مثنوی «دلبر» حشمت منصوری
نویسندگان
1 دانشگاه ایلام
2 دانشگاه ایلام
doi
10.22034/farhang.2024.432987.1722چکیده
در اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزدهم میلادی در ادبیات اروپا، مکتبی به نام رمانتیسم به وجود آمد که واکنشی بود در مقابل مشرب کلاسیسیزم که بر عقل و منطق تأکید داشت. اساسِ فکری این نهضت، توجه به زشتیها و زیباییهای فطری انسانهاست. مهمترین مضامین این مکتب عبارتند از: بازگشت به طبیعت، آزادی، مخالفت با خرد، گریز و سیاحت و کشف و شهود. یکی از بهترین نمونههای شعر و ادبیات کوردی جنوبی، که مؤلفههای رمانتیسم در آن وجود دارد، مثنوی «دلبر» از حشمت منصوری است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی، مثنوی دلبر را واکاوی کرده و مهمترین مفاهیم رمانتیسم را در آن نشان داده است. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که منصوری بر این عقیده بوده است که از طریق دل و شهود، بهتر میتوان به انتقال مفاهیم کمک کرد. گریز و سیاحت و کشف و شهود نیز با آرایهای از اندیشه و تصاویر زیبای حسی، از جمله مواردی هستند که به مثنوی دلبر، کیفیتی رمانتیک بخشیدهاند.